یکشنبه 24 اردیبهشت1391
تشکیل کمپین اعدام "شاهین نجفی"
خبرگزاری فارس: اى على! هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست دارد پس خدا را بر حلالزادگى خود سپاسگوید؛ زیرا ما را دوست ندارد، مگر حلالزاده و ما را دشمن ندارد، مگر حرام زاده.

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، به نقل از کمپین مجازات خواننده هتاک "شاهین نجفی" با هدف اجرای حکم ارتداد وی طبق احکام صریح اسلامی تشکیل شد.
خواننده هتاک فتنه ۸۸ که مدتی است به خارج از کشور گریخته است در تازه ترین اثرش هتاکانه مقام شامخ ائمه را مورد جسارت قرار داده و با بیان الفاظی رکیک که از بیان آن معذوریم قلب همه دوست داران اهل بیت را جریحه دار کرده است.
در این وبلاگ آمده است: از تمامی شیعیان و بلکه همه مسلمانان محب اهل بیت تقاضا داریم در صورتی که به هر نحوی به این فرد مرتد دست رسی دارند او را به سزای اعمالش رسانده و روانه دوزخ ابدی اش نمایند.
گفتنی است پایگاه خبری عصر امروز پیش از این مستندا با استفاده از روایات اسلامی به بررسی علت واقعی دشمنی وی و امثال او با اهل بیت "ع" پرداخته بود.
پیامبر خدا(ص) می فرمایند: اى على! هر که مرا و تو را و امامان از نسل تو را دوست دارد پس خدا را بر حلالزادگى خود سپاسگوید؛ زیرا ما را دوست ندارد، مگر حلالزاده و ما را دشمن ندارد، مگر حرام زاده.
شکوائیه دانشجویان علیه خواننده هتاک به امام هادی(ع)
شاهین نجفی مطابق ماده 513 قانون مجازات اسلامی مشمول اعدام است
خبرنامه دانشجویان ایران: اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل با صدور شکوائیهای علیه شاهین نجفی، خواستار دستگیری و اعمال اشد مجازات (اعدام) برای وی شد.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور با صدور شکوائیهای علیه فرد هتاک به ائمه اطهار خواستار دستگیری و اعمال اشد مجازات (اعدام) برای وی شد.
متن کامل شکوائیه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل به شرح ذیل است:
ریاست محترم دادسرای عمومی و انقلاب
سلام علیکم
موضوع: شکوائیه علیه شاهین نجفی خواننده توهین کننده به ائمه طاهرین و مقدسات اسلام
احتراما اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاههای سراسر کشور به نمایندگی از طیف وسیعی از دانشجویان و فعالان علمی و فرهنگی و به استناد مواد 4 و 7قانون مجازات اسلامی و صدر ماده 30قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری و همچنین بند الف ماده3 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اعلام میدارد:
شخصی با نام شاهین نجفی خواننده ترانهای است که در قالب کلیپ صوتی و بصورت شعرگونه اهانتهای شدید و الفاظ و عبارات رکیکی را نسبت به ذوات مقدسه و منوره ائمه طاهره امامان علی بن موسی الرضا (ع)، امام هادی (ع) و حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن امام زمان (ع) بکار برده است و مسلمات دین و شریعت را نیز مورد انکار و تمسخر خود قرار داده است.
این کلیپ صوتی در هفته اخیر بصورت گسترده در فضای مجازی و به همراه متن مکتوب آن منتشر یافته است که این اقدام عفت و اخلاق عمومی را به شدت جریحهدار ساخته است.
از آنجا که عمل نامبرده قدر متیقن مصداق ساب النبی است براین اساس و به استناد مواد 513 و 640 و 700 قانون مجازات اسلامی وی مرتکب تعدد جرم از نوع تعدد عنوان گردیده و لذا مشمول اشد مجازات (اعدام) مذکور در ماده 513 قانون فوق الذکر خواهد بود.
در پایان ضمن تقاضای رسیدگی عاجل به موضوع مطروح به استناد ماده 32 و بند ب ماده 35 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری تقاضای صدور قرار بازداشت نامبرده را تا صدور حکم نهایی در اسرع وقت خواستاریم.
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
یکشنبه 24 اردیبهشت1391
افشاگري متهمان عليه يكديگر
حقوق میلیونی متهم با مدرک دیپلم
کیفرخواست دادستان علیه چند متهم دیگر پرونده
دهمین جلسه دادگاه رسیدگی به فساد بزرگ مالي؛ امروز در شعبه اول دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سراج برگزار شد.
دهمين جلسه دادگاه رسيدگي به فساد بزرگ مالي امروز در شعبه اول دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سراج برگزار شد.
(الف-ت): ماهی یک میلیون تومان از شرکت فولاد فام اسپادانا برای من واریز میشد
در این جلسه (الف-ت) مدیرعامل 19 سالهای که مدیرعامل شرکت فولادفام اسپادانا بود با حضور در دادگاه به عنوان مطلع برخی از جزئیات این پرونده بزرگ را افشا کرد.

این فرد در پاسخ به سوال قاضی سراج درباره چگونگی احراز پست مدیرعاملی گفت: من دیپلم ندارم و تنها تا دوم دبیرستان درس خواندهام اما مرا رئیس هیاتمدیره این شرکت کرده بودند.
قاضی سراج به او گفت:برخی از متهمان عنوان کردهاند که شما نفر پنجم اقتصاد ایران هستید؛ آیا میدانید انواع شرکت چیست؟ وی گفت: دروغ گفته اند من از اقتصاد و تجارت هیچ چیزی نمیدانم حتی نمیدانم شرکت سهامی چیست یا شرکت خاص.
قاضی سراج به او گفت تعجبآور است که نفر پنجم اقتصاد ایران به اعتقاد برخی متهمان پرونده حالا میگوید چیزی از اقتصاد نمیداند.
متهم گفت: حاج آقا از من فقط یک کپی شناسنامه و کارت ملی گرفته بودند و من اصلا نمیدانستم چه مسئولیتی قرار است در این کارخانه داشته باشم.
(الف-ت) در پاسخ به سوال قاضی درباره اینکه چه کسی از شما مدارک گرفت گفت: آقای (ی.م) که پیش از این مدیرعامل این مجموعه بود با من تماس گرفت و به من گفت برایش مدارک فاکس کنم این فرد با آقای (ب-ب) که از آشناهای من بود هماهنگیهای لازم را انجام داده بود.
قاضی بار دیگر از متهم پرسید آیا میدانی مجمع عمومی چیست؟
متهم گفت: نه نمی دانم مجمع عمومی چیست و حتی نحوه انتخاب مدیرعامل را نمیدانم.
قاضی از او پرسید چه میزان پول به نام شما بود؟

متهم گفت: 19 میلیارد تومان سهام این شرکت به نام من بود و مابقی سهام نیز در اختیار دیگر سهامداران بود.
قاضی گفت در مدت مدیرعاملی چه کارهایی انجام دادی؟
این فرد گفت: من هیچ کاری انجام ندادم و فقط از آنجا که چک ها دو امضایی بود امضای اول را من میزدم.
متهم گفت: من فقط میدانستم که فولادفام اسپادانا در خرید و فروش قراضه آهن نقش دارد و امضای چک ها را برای خرید و فروش قراضه میزدم.
قاضی از او پرسید آیا میدانی چک چیست و مسئولیت کیفری و مدنی چک و برگشتن خوردن آن چیست؟
متهم گفت: من به هیچ عنوان از این مسئولیت ها باخبر نبودم و فکر می کردم قرار است این چک ها برگشت نخورد و صرفا برای خرید قراضه استفاده شود.
قاضی به او گفت در این مدت چه میزان حقوق میگرفت؟
متهم گفت: ماهی یک میلیون تومان آن هم از شرکت فولاد فام اسپادانا برای من واریز میشد.
قاضی گفت آیا اسناد و مدارک 19 میلیارد سهام در اختیار شماست؟
متهم گفت: نه اسناد و مدارک در اختیار خود مدیران بالا دستی قرار داشت و من بعد از دستگیری متوجه این میزان پول شدم.
متهم: بازار فولاد هر روز صبح منتظر قيمتگذاري مه آفريد بود/کیفرخواست دادستان تهران علیه چند متهم دیگر پرونده
در دهمین جلسه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی قاضی سراج (ط.ن) مدیر عامل خدمات عمومی فولاد ایران را به جایگاه فرا خواند و اظهار داشت: شما متهم به شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور، شرکت در تحصیل مال نامشروع و شرکت در پولشویی، عواید حاصل از جرم هستید آخرین دفاع خود را بیان کنید.
در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: بحث یک درصد پولی که به ما تعلق گرفت 5 میلیارد نبود بلکه 3 میلیارد و 700 میلیون تومان بود که در دفاتر ثبت شده است و هر طور که صلاح میدانید پیگیری کنید تا پول اضافه را برگردانید.

وی ادامه داد: از نیمه دوم سال 88 تا سال 90، 7 میلیارد و 200 میلیون تومان به صورت نقد از مهآفرید گرفته بود که از محل سودمان بود.این پولها را در قالب 5 کیف دریافت کردیم که همه در نیمه اول سال 90 بود، شنیدم که کل کیفهای پول 40 عدد بود که تنها 5 کیف به ما رسید.
مدیرعامل شرکت خدمات عمومی فولاد ایران ادامه داد: ما 290 میلیارد تومان طبق مستندات موجود از گروه ملی طلبکار هستیم ولی میتوانید یک هیئت کارشناسی را برای بررسی مطالبات تعیین کنید.
متهم درباره امضاهای موجود در چکهای وصولی گفت: آنها یک دوره جعل گذرانده بودند و من نمی دانستم چه کسی چک را امضا کرده و معمولا همه جای همدیگر امضا میکردند.
وی ادامه داد: آقای ش که گفته در جریان امور نبوده دروغ گفته است زیرا در جریان تمام امور بود و با مدیرمالی مجموعه من هماهنگ بود، چکها را معمولا 6 ماهه میگرفتیم و معمولا وصول میشد و بانکها هم متوجه جعل نمیشدند متهم با بیان اینکه شاید سود زیادی باشد اما قرارداد درست بوده و بار طبق قرارداد حمل شده است گفت: 150 میلیارد اعتبار بانکی در قالب گشایش ال سی بود که برای آن یک هزار میلیارد تومان وثیقه گذاشتیم و مابقی آن باری بود که پول دادیم و خودشان خریدیم. طی دو سال 500 میلیارد تومان مبادله تجاری با هم داشتیم .
متهم در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه مجموعه گروه ملی عنوان کرده هیچ باری به کارخانه آنها نرفته است گفت: حضور 200 هزار تن بار شمش به گروه ملی فرستادیم که مسئول بازرگانی آن شرکت که دفترشان در تهران بود در جریان امور بودند ما کالا را تحویل دادیم و اگر هم به کارخانه نرفته اشکالی است که خودشان باید بین خودشان آن را برطرف کنند.
متهم با بیان اینکه هیچ فاکتور صوری صادر نکرده است گفت: 17 فقره ال سی توسط گروه ملی برای ما گشایش شد که یک درصد سود گرفتیم تخلف اصلی را بانکها ،خسروی و «س.ک» انجام دادند و به محض اینکه پول به حساب ما میآمد میگفتند سود را بردارید و پول را برگردانید.
متهم با بیان اینکه خسروی با هزینه کردن 3 یا 5 هزار تومان برای خرید کاغذ سفید توانست 3 هزار میلیارد تومان از بانکها پول بگیرد گفت: او این کارها را با عواملی که پشت پرده داشت انجام داد حالا یا توسط شرکت ما یا شرکتهای دیگر گشایشها صورت میگرفت و هر فاکتوری که میداد با حمایتهایی که از او میشد هر کاری که میخواست میتوانست انجام دهد آنها با اطلاع و عامدا به نظام اقتصادی کشور ضربه وارد کرده بودند.
وی با بیان اینکه طرحها و امتیازهایی که در اختیار این گروه قرار میگرفت ما و بسیاری از تاجران را فریب داد گفت: آنها توانستند تنها با 3 هزار تومان هزینه 3 هزار میلیارد تومان تخلف کنند و باید نام آن را بزرگترین تخلف قرن گذاشت.
متهم ادامه داد: 23 فقره ال سی از بانک پاسارگاد گشایش کردیم که مراحل آن قانونی بوده و مصوبه هیئت مدیره را داشته است و واقعا میخواستیم جنس بخریم اما خسروی میخواست فروش گروه ملی را خودش انجام دهد و به ما میگفت شما سودتان را بگیرید زیرا میخواهم بازار را خودم کنترل کنم.
مدیرعامل سابق شرکت خدمات عمومی فولاد ایران با بیان اینکه متهم «ر» در اظهاراتش تناقض دارد و دروغ میگوید گفت: کارخانه او با شمشهای من و امثال من کار میکرده است او وقتی که دید اولین برگه السیها تقلبی است دیگر نباید ادامه میداد تا ما را به اینجا بکشاند باید پاسخ دهد که چرا به دستگاههای نظارتی اطلاع نداده است و باید گفت: او خودش نفر دوم یا سوم این تخلف بزرگ است.
متهم ادامه داد: آقای «س.ک» قبلا گفته بود که هیچ فرمی درباره ال سیها وجود نداشت و به همین دلیل با خسروی یک برگه تنظیم کردیم آن را به بانک برده و پول را گرفتیم.
وی درباره چکهای دریافتی بار دیگر گفت: من کاری به امضای پای چکها نداشتم و فرقی نمیکرد که چه کسی آن را امضا کرده اما گویا آنها یک دوره جعل امضا گذرانده بودند تا کسی به آنها شک نکند شخص «ب» گفته بود که شما امضا کنید من دو دقیقه بعد آن را طوری جعل میکنم که خودتان هم متوجه غیرواقعی بودن آن نشوید.
متهم با اشاره به همکاری مدیرعامل شرکت ایمیدرو با گروه آریا گفت: ایمیدرو معمولا نبض فولاد ایران است و تصمیمگیرنده اصلی در زمینه فولاد نفر اول این مجموعه به حساب میآید فولاد کالایی اساسی است و بعضی اوقات از نان مردم هم واجبتر است زیرا روی بازار و مردم تأثیر مستقیم دارد.
وی ادامه داد: من اگر به عنوان یک تولید کننده میخواستم آقای «خ.الف» را ببینم حتی به مسئول دفتر او هم دسترسی نداشتم اما وقتی او 900 میلیون تومان از خسروی رشوه میگیرد معلوم است که به عنوان مشاور او هم فعالیت خواهد کرد.
متهم گفت: خسروی وقتی ساعت 9 صبح پشت میزش قرار میگرفت تمام بازار فولاد منتظر بودند تا ببینند او چه قیمتی را برای آن روز تعیین کرده خسروی میتوانست در یک روز قیمت فولاد را 100 تومان پایین یا بالا ببرد.
وی با بیان اینکه تمام این کارهای خسروی به خاطر ارتباطی بود که با مجموعه ایمیدرو داشت گفت: ایمیدرو به جای اینکه بازار را تنظیم کند به مشاور خسروی تبدیل شده بود.
کیفرخواست دادستان تهران علیه چند متهم دیگر پرونده فساد بزرگ مالی
در این جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست صادره علیه متهمان یاد شده را به شرح ذیل قرائت کرد:
1 - آقای م. ک.، رییس هیأت مدیرهی شرکت میلاد حدید پارسیان، آزاد با تودیع وثیقه به مبلغ ده میلیارد ریال، متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی از طریق مشارکت در کلاهبرداری کلان و باندی و شرکت در تحصیل مال از طریق نامشروع، به نفع گروه امیرمنصور آریا به مبلغ هشتصد و یک میلیارد ریال؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، از طریق تحصیل و نقل و انتقال وجوه ناشی از تنزیل، موضوع تعداد سه فقره از گشایشهای اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبه گروه ملی اهواز و تنزیلشده به تقاضای شرکت میلادحدید پارسیان به مبلغ هشتصد و یک میلیارد ریال، به نفع گروه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا.
با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، امضای اسناد تقاضای تنزیل از جانب متهم و اسناد بانکی انتقال وجوه و احراز علم و عمد متهم در ارتکاب بزههای انتسابی و گزارش مراجع ذیربط در گرشکار پیش گفته.

گزیدهی اظهارات متهم م.ک. در جلسهی بازجویی مورخ 4/7/1390: «کلاً دو فقره دیسکانت انجام شده است که توسط بانک سامان عملی شده، که یک نوبت آن اردیبهشت و یک نوبت خرداد ماه انجام شده است. در این رابطه آقای ا.ش. تلفن زد و گفت با توجه به این که ما نمیتوانیم به صورت شرکتهای هم گروه معامله نماییم، مقداری شمش به نام [شرکت] خط و ابنیه وارد شده است که به نام شما فاکتور میشود و شما آن را به نام گروه ملی پیشفاکتور نمایید... در این خصوص کل دریافتی که به حساب این شرکت واریز گردید، طبق درخواست ش. به حسابهایی که اعلام نمودند برگشت شد که از حساب دوم مبلغ 85 میلیون تومان نیز نزد این شرکت مانده است که مقرر شده بود جهت ارزش افزوده محاسبه گردد ضمناً اعلام نمودند که بابت مالیات عملکرد در انتهای دوره هر چقدر که دارایی، مالیات این معامله را مشخص کرد به شما باز میگردانیم... مبلغ حاصل از دیسکانت طبق اظهار ا.ش. 557/501/710/433 [ریال] به حساب فولاد فام اسپادانا واریز گردید. مبلغ 000/000/000/285 ریال طی چهار فقره چک اینجانب شخصاً تحویل ا. ش. در تهران نمودم و مبلغ 000/000/000/4 ریال آن به حساب شخصی به نام م.م. طبق اظهار ا. ش. به حساب ایشان واریز گردید... اینجانب از ا. ش. سؤال نمودم که آیا خسروی در جریان این برنامه قرار دارد که ایشان اظهار نمود اصلاً خود م. خ. گفته است تا از شما پیش فاکتور بگیرم.»
بخشی از اظهارات متهم م.ک. در جلسهی بازجویی مورخ 23/7/1390: «کلاً طی سه فاکتور به گروه ملی پیش فاکتور فروش شمش فولادی صادر شده است که گروه ملی پس از گشایش اعتبار مجدداً آن را به شرکت میلاد حدید ارجاع دادند، ولی مبلغ واریزی طی دو نوبت که اسناد آن موجود است به حساب این شرکت واریز گردید که مبلغ واریزی آن مجدداً یک فقره به حساب شرکت فولاد فام اسپادانا به مبلغ 557/501/710/433 ریال واریز شد و یک فقره دیگر آن طی چهار فقره چک و یک فقره واریزی به حساب شرکت الیت صادر و مبلغ 4 میلیارد ریال آن به حساب شخصی به نام م.م.، حسب درخواست آقای ا. ش. واریز گردید؛ امّا در خصوص این که کالا تحویل گروه ملی نشده است... اصلاً باور این که کالایی نباشد، در ذهن اینجانب و دامادم [م.ع.] خطور نمیکرد و طبق صحبت ا. ش. که با اینجانب داشت و اینجانب چندین بار از ایشان توضیح خواستم که کالا در چه مرحلهای میباشد و ایشان گفت کالای شمش به نام [شرکت] خط و ابنیه وارد شده است و چون شرکت خط و ابنیه با گروه ملی زیرمجموعه امیرمنصور آریا میباشد ، امکان معامله به صورت مستقیم وجود ندارد و بایستی یک شرکت واسطه باشد. ضمن آن که خانم م.ز. به عنوان رابط صدور اسناد با داماد اینجانب که به عنوان مدیرعامل شرکت میباشد در ارتباط بودند و اسناد و مدارک فاکتورها و تنزیل توسط داماد اینجانب امضاء شده است، ولی پرداخت وجه توسط چکهای شرکت که دو امضا داشت که یکی امضا دامادم و یکی [امضاء] اینجانب بود پرداخت شده است...».
گزیدهی اظهارات متهم م.ک. در جلسهی بازجویی مورخ 6/8/1390: «... ضمناً یک نوبت دیگر نیز [از شرکت امیرمنصور آریا] کارت افتتاح حساب بانک مسکن برای ما به اصفهان ارسال کردند، جهت گشایش اعتبار در بانک مسکن، که اینجانب نپذیرفتم و به آقای ا.ش. گفتم: تا من کالا تحویل نگیرم و تحویل ندهم هیچ گونه اقدامی نخواهم کرد... ».
خانم ج.ا. در بازجویی مورخ 23/8/1390 در خصوص آقای م.ک. اظهار نموده است:
«از طریق معاملات آهن با آقای م.ا. همکاری داشتهاند. رابط شرکت خدمات عمومی فولاد و از امضاءدارهای شرکت گروه ملی صنعتی فولاد بودهاند. حساب دریافت و پرداخت بسیار زیادی با آقای م.ا. دارند که تمام اطلاعات آن در واحد فروش توسط خانم ر.ع. نگهداری میشود. به دلیل دوستی و همکاری نزدیک با آقای م. ا.، مقدار زیادی از سهام بانک آریا را خریداری نمودند و جز سهامداران اصلی بودند. بابت تمام معاملات، پورسانت و حقوقی دریافت میکردند که اطلاعات آنها را نیز خانم ر.ع. [در اختیار دارد] و بنده بارها از آقای ا.ش. این موضوع را شنیدهام. در بعضی مواقع از آقای م .خ. پول قرض میکرد که در مدّت کوتاهی عودت میداد.» .
آقای ا.ش. نیز در بازجویی مورخ 3/9/1390 اظهار داشته است: «م.ک. مدیرعامل شرکت میلاد حدید پارسیان از معاملات صوری خبر داشت، چون وجوه را به شرکت امیرمنصور آریا عودت داده است. از قدیم با آقای م.ا. کار تجاری انجام میداده است. در بانک آریا 10 درصد سهم دارد...».
2 -آقای م.ع.، مدیرعامل شرکت میلاد حدید پارسیان، آزاد با تودیع وثیقه به مبلغ یک میلیارد ریال، متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق تبانی با متهمان گروه امیرمنصور آریا و همکاری با آقای م.ک. در انجام معاملات صوری موضوع LCهای تنزیل شده توسط شرکت میلاد حدید پارسیان و مشارکت در کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع، جمعاً به مبلغ هشتصد و یک میلیارد ریال به نفع آقای م.ا. و شرکتهای وی؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، از طریق تحصیل و نقل و انتقال عواید ناشی از تنزیل، موضوع تعداد سه فقره از گشایشهای اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبهی گروه ملی اهواز و تنزیل شده به تقاضای شرکت میلاد حدید پارسیان به مبلغ هشتصد و یک میلیارد ریال، به نفع گروه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا،
با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، امضا اسناد تقاضای تنزیل از جانب متهم و اسناد بانکی انتقال وجوه با احراز علم و عمد متهم در ارتکاب بزههای انتسابی و گزارش مراجع ذیربط در گردشکار پیش گفته اتهامات وی محرز است.
٭ خانم م.ز.، در پاسخ به این سؤال که در شرکت میلاد حدید پارسیان با چه کسی ارتباط داشتید، اظهار داشته است: «برای تهیهی پیش فاکتور و ارسال آن به بانک صادرات و فرستادن ریز فاکتور درخواستی که توسط آقای ا.ش. به من دستور داده میشد که مثلاً این پیش فاکتور دارای چه جزئیاتی از نظر قیمت تمام شده محصول و نوع کالا و قیمت نهایی پیش فاکتور باشد، همه موارد بالا را با آقای م . ع. (مدیرعامل میلاد حدید) هماهنگ میکردم...».
٭ متهم م. ع. در جلسهی بازجویی مورخ 11/8/1390 میگوید: «آشنایی بنده با گروه امیرمنصور آریا، فقط با واسطهی رییس شرکت میلاد حدید پارسیان، آقای م.ک. که پدر خانم بنده نیز میباشد، بوده و بنده هیچ گونه شناخت واضحی از شرکت امیرمنصور ندارم... فروش مدتدار شش ماهه، به درخواست شخص آقای ا.ش.صادر شد. یعنی ایشان به آقای م.ک. گفته بودند که ما (شرکت امیرمنصور) محمولهای را طی یک شرکت به شما میفروشیم و شما آن را به صورت اعتبار شش ماهه به گروه ملی فولاد، فروش بزنید. علت این موضوع نیز اعتماد آقای ا.ش. به شخص آقای م.ک. بود. طبق تأییدات کارمندشان خانم م.ز.، فاکتورها، سیاههها و اسناد مورد درخواست و مکاتبات مورد نیاز با بانکها توسط ایشان تنظیم و فقط به مهر و امضاء شرکت ما میرسید...».
3 -آقای ب.د. مدیرعامل شرکت الیت منطقهی آزاد انزلی ساکن تهران و بندرانزلی، آزاد با تودیع وثیقه به ارزش ده میلیارد ریال متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور با مشارکت در شبکهی چند نفری برای ارتکاب جرایمی نظیر کلاهبرداری و تحصیل مال از طریق نامشروع به نفع گروه امیرمنصور آریا با شرکت در معاملات صوری و LCها و تنزیلهای غیرقانونی به تعداد سه فقره جمعاً به مبلغ هفتصد و شصت میلیارد و نهصد میلیون ریال؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، موضوع تعداد سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبه گروه ملی اهواز و تنزیل شده به تقاضای شرکت الیت منطقهی آزاد انزلی به مبلغ هفتصد و شصت میلیارد و نهصد میلیون ریال.
با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، اظهارات خانمها ج.ا. و م.ز.، احراز علم متهم به تقاضای تنزیل از جانب شرکت الیت انزلی و علت تأسیس شرکت الیت انزلی و گزارش مراجع ذیربط به شرح مذکور در گردشکار اتهامات وی محرز است.
٭ ا.ش. در بازجویی مورخ 28/7/1390 در پاسخ به این سؤال که آیا مدیران شرکت فولادفام و الیت از جریان برداشت مبالغ توسط شرکت امیرمنصور مطلع بودهاند؟ و نقش آنان چه بوده است، اظهار نموده: «دقیقاً میدانستند که مبالغ از حسابهای ایشان برداشت میگردید، چون پس از امضاء مدارک مربوط به واگذاری عواید به بانک، وجه به حساب ایشان واریز میگردید، اعلام میشد که پول قابل برداشت است و در پارهای از موارد شخصاً اقدام به انتقال وجوه نمودهاند به حسابهای امیرمنصور آریا که مدارک آن نیز قابل ارائه میباشد.».
٭ اظهارات متهم ب.د. در بازجویی مورخ 18/7/1390: «اینجانب ب.د. در آذر ماه 1388 به عنوان ترخیص کار و مسؤول حمل کالاهای آهنآلات شرکت امیرمنصور آریا (تجارت گستران) از استان مازندران... شروع به فعالیت کردم... در حدود برج 5 سال 1389 آقای ب.ب. و شرکت امیرمنصور آریا به اینجانب گفتند که شرکتی ثبت کنید با آقای ا .م. و آقای ا. ن. ... بعد از چند ماه ما هیچ کاری انجام ندادیم و حق امضاء اوراق بهادار در شرکت الیت با رییس هیأت مدیره به صورت ثابت و یکی از اعضاء آن میباشد و من در هیچ بانکی، گشایش انجام ندادهام و هیچ دسته چکی را من امضاء نکردهام... اینجانب مدیرعامل شرکت الیت منطقه آزاد انزلی میباشم که در تاریخ 9/10/1389 به من گفتند که شما را از الیت برمیداریم و مدیر شرکت ایمن تراز آریا میشوید... و دیگر من هیچ اطلاعی از کارهایی که در شرکت الیت انجام دادهاند ندارم... سندهای منزل اینجانب در رهن بانک میباشد؛ زیرا با اعتمادی که به این گروه یا مجموعه داشتم آن را در رهن بانک برای آنها گذاشتم که در قبال آن به من ماهی چهل میلیون ریال پرداخت میکردند که از سال 1387 این کار انجام شده است... در شرکت الیت، من به عنوان مدیرعامل و آقای ا.ن. به عنوان نایب رییس هیأت مدیره و آقای ا. م. به عنوان رییس هیأت مدیره انتخاب گردید. از زمان ثبت تاکنون به ما هیچ گونه اعلام برای انجام کاری از طرف شرکت امیرمنصور آریا تاکنون نیامده است و من هیچ گونه گشایش اعتبار اسنادی و هیچ چکی را امضاء نکردهام و چکها توسط آقای ا. م. و آقای ا .ن. امضاء میشد... من از همان روز اول دسته چکها را تحویل آقای ا. م. دادم و به او گفتم من از کارهای مالی سر در نمیآورم... حق امضاء اسناد و اوراق تعهدآور شرکت با امضاء ثابت آقای ا. م. به عنوان رییس هیأت مدیره و یکی از اعضاء هیأت مدیره میباشد و فکر میکنم که امضاء اینجانب احتمالاً در شرکت توسط آقای ب. ب. جعل میشده است و فکر میکنم آقای ا.ن. و ا. م. هم هیچ گونه امضاء در خصوص اعتبار اسنادی نکردهاند، ولی چکها را [برای انتقال وجوه] آنها امضاء میکردند...» .
٭ اظهارات ا. ن. در جلسهی بازجویی مورخ 19/7/1390: «در مورد دسته چک، اینجانب فقط چکی که در دفتر استان از بانک گرفته بودیم به صورت سفید امضاء در اختیار دفتر تهران قرار داده، چون اعلام گردیده بود که در آیندهی نزدیک این شرکت قرار است فعالیت خود را شروع بکند، با حساب این شرکت فعالیت گردش [مالی] انجام دهند... فقط دسته چک بانک ملی و صادرات انزلی به صورت سفید امضاء با امضای من و آقای ا .م.، در اختیار آقای د. قرار گرفته تا به تهران ببرند... از آقای ا. م. پرسیدم، گفت چکها در اختیار آقای ا. ش. قرار داده شده...» .
٭ اظهارات خانم ج. ا. در بازجویی مورخ 21/8/1390: «آقای ب. د. از دوستان قدیمی آقای ب. ب. بودند و به عنوان ترخیصکار بندرانزلی به آقای م. ا. معرفی شدند و روزانه با خانم ع. ح. و خانم ر. ع. اعتبارات تسویه شده و کالای وارد شده به بندرانزلی را ترخیص و برای خانم ر. ع. میفرستادند و بابت این ترخیصها روزانه با درخواست کتبی از شرکت تجارت گستران منصور، چک صادر و پول واریز میشد که تمام اسناد در حسابداری امیرمنصور آریا موجود است. آقای ا. م. از حسابداران شرکت آب معدنی داماش مشاور و دوست آقای م. ر. و بعدها به عنوان مدیر مالی شرکت آب معدنی داماش منصوب شدند برای آقای ا .م. اخیراً یک خودرو خریداری شد که چکهای آن از حساب ملت خودشان دادند و ماهیانه از حساب آقای م. ا. تأمین میشد. هر دو نفر با آقای م. ا. تماس مستقیم داشتند. برای تأسیس شرکت جدید الیت انزلی با آقای ب. ب. هماهنگی کردند و آقای ب. ب. برای آنها پول واریز کرد که به من گفتند برای خرید ملک در شمال است که چند ماه بعد به همراه دو دسته چک ملی و صادرات به اتاق آقای ا. ش. مراجعه کردند و گفتند که یک شرکت به نام الیت انزلی تأسیس کردهاند و طبق دستور آقای م. ا. باید تمام پولهای شرکت به این دو حساب واریز شود و بعد برای پروژه و شرکت امیرمنصور آریا هزینه شود و طبق دستور آقای ا. ش. آقای ق. س. مدیر مالی شرکت امیرمنصور آریا حسابداری شرکت الیت انزلی را انجام میدادند. هر دو نفر آقایان ب.د. و ا. م. از تحویل دسته چک به آقای ا. ش. و این دستور اطلاع داشتند وقتی پولهای اعتبارات به حساب سامان الیت انزلی واریز شد، آقای ا. م. در رشت با نامه این پول را به حساب ملی انتقال دادند. تمام مراودات و نامهنگاریهای فیمابین با مدیریت آقای ا. ش. و خانم م .ز. انجام میشد و بنده فقط در زمینه صدور چک و واریز وجه اطلاع داشتم... دستور واریز یا برداشت از حساب الیت انزلی را آقای ا. ش. میدادند و هر روز طی یک گزارش روزانه که باید تا آخر وقت حتماً تحویل میدادم در دو نسخه یکی به آقای م.ا. و یکی به آقای ا. ش. تحویل میشد و تا این گزارش را نمیدیدند من حق رفتن به منزل نداشتم ....».
سؤال: چکها و فاکتورهای فروش کالای متعلق به شرکت الیت بندر انزلی را چه کسی امضاء میکرد؟ جواب: «چکهای شرکت الیت انزلی توسط مدیران آن شرکت یعنی آقای ا. م. و آقای ا.ن. امضاء شده بود و توسط آقای ب. د. به تهران آورده شدند و تحویل آقای ا. ش. دادند اما اوراق و فاکتورها را بنده هرگز ندیدم و خانم م. ز. و آقای ا. ش. در جریان نامهها و فاکتورها میباشند.»
اظهارات خانم م. ز. در جلسهی بازجویی مورخ 12/8/1390: «... شرکت الیت یکی از شرکتهایی بود که گروه ملی صنعتی فولاد ایران به نفع آن گشایش اعتبار اسنادی میکرد. آقای ا.ش. پیش فاکتور و اسناد را پُر شده به من میدادند و چون قبلاً با آقای س. ک. صادرات گروه ملی هماهنگیهای لازم را جهت گشایش انجام داده بودند، بنابراین ما اسناد را برای آقای س. که کارمند اعتبارات گروه ملی بود فکس میکردیم و ایشان هم بعد از طی مراحل اداری به بانک صادرات شعبهی گروه ملی میبردند و گشایش انجام میدادند. این اسناد شامل پیش فاکتور، نامهی ضمیمه، سیاهههای تجاری و نامهی درخواست دیسکانت آن LC بود که همه را آقای ا.ش. امضاء شده به من تحویل میدادند و من هم کارهای اداری و بانکی آنها را پیگیری میکردم. مدیران شرکت الیت آقایان ا.م.، ب.د. و ا.ن. بودند که من فقط آقای ا. م. را چند بار در دفتر آقای ا. ش. دیدم»

اظهارات خانم ج. ا. در جلسهی بازجویی مورخ 112/8/1390: «شرکت الیت انزلی دو حساب جاری در استان گیلان داشت، ملی و صادرات. از همان شروع کار، آقایان ا.م. و ب. د. دسته چکها را تا آخر امضاء شده توسط آقای ب. ب. تحویل آقای ا. ش. دادند و به من آقای ا.ش. دستور دادند از این دسته چکها در صندوق شرکت مراقبت نمایم. شرکت الیت انزلی سه بار از طریق بانک سامان دریافت وجه LC داشته است که آقای ا. م. با مراجعه به بانک سامان در رشت و با نامه اقدام به دریافت چک بانکی در وجه بانک ملی الیت نمودند و با دستور آقای ا. ش. وجه از حساب ملی الیت با صدور چک امضاء شده، به شرکت آریا منتقل شد. مدیران این شرکت همیشه دسته چکهای الیت انزلی را امضاء شده تحویل میدادند. در آخرین مرحله، آقای ب. د. سه عدد دسته چک پنجاه برگی از بانک ملی رشت [متعلق به] شرکت الیت را با خود به تهران آورده بودند که به من زنگ زدند و پیک شرکت رفت منزل ایشان و دسته چکهای امضاء شده را گرفت و آورد. در حدود چند وقت پیش این دسته چکهای امضاء شده مجدداً با دریافت رسید تحویل آقای ا. م. گردید. در مورد این دسته چک، آقای ب. د. اعلام کردند که خود مدیران شرکت آنها را امضاء کردند.»
اظهارات متهم ب. د. در جلسهی مواجهه حضوری مورخ 12/8/1390: «من هیچ اسناد اعتباری و گشایش اعتباری را امضاء نکردهام و چکهای بانک ملی چهار دسته چک و بانک صادرات یک دسته چک، به امضای آقایان ا. م. و ا.ن. انجام شده است.»
اظهارات آقای ا. ش. در ادامهی همان جلسه: «در خصوص امضاء اسناد اعتبارات، مدارک برای دفتر اینجانب ارسال میگردید و سرکار خانم م. ز. آنها را میگرفت و برای تنزیل به کیش میفرستاد و من هم فکر میکردم و در حال حاضر هم فکر میکنم اسناد توسط مدیران شرکت الیت انزلی تهیه گردیده و برای دیسکانت به دفتر تهران ارسال گردیده است... یک روز آقای ب.ب. و آقای ا.م. به دفتر آمدن و دسته چکهای امضاء شده را برای گردش مالی به خزانه تحویل دادند... در ضمن یک روز آقای ا.م. و آقای ا. ن. به دفتر من آمدند و من از دوری مسیر برای اخذ امضاء گلایه کردم که ایشان اعلام داشتند امضاءها این گونه است و نمونه امضاء را بر روی یک کاغذ سفید برای من زدند و فکر میکنم کاغذ مربوطه در دفتر من باشد»
آقای ا. م. نیز در ادامهی همان جلسه اظهار نموده است: «همهی نمونهی امضاءهای من بر روی چند دسته چک، که به تهران ارسال کرده بودیم وجود داشت و نمونهی امضای من بر روی تمام آن چکها بود و دلیلی نداشت که من دوباره نمونهی امضاء به ایشان بدهم و هم امضای من و هم امضاء ا.ن. بر روی چکها بود، ولی یادم نمیآید که آیا امضا بر روی کاغذ سفید زده باشم یا نه؛ چون من همیشه وقتی به تهران میرفتم پیش آقای ا.ش. میرفتم و به ایشان سر میزدم، ولی نمونهی امضای من در تهران بر روی همهی چکها وجود داشت... ما بعد از گرفتن دسته چک بانک ملی و صادرات، آنها را به صورت سفید، امضاء کردیم و برای این که با حساب کار شود آنها را به واحد معاونت مالی آقای ا. ش. ارسال کردیم و در خصوص این که چه کسانی اسناد تنزیل گشایشهای اعتبار اسنادی را امضاء میکردند اطلاعی ندارم چون ما در رشت بودیم و این کارها در تهران انجام میشد... این دسته چکها به درخواست تلفنی آقای ا. ش. به تهران ارسال شد».
آقای ب. ب. در همان جلسهی فوقالذکر، در خصوص ادعای آقای ب. د. مبنی بر اینکه امضای وی توسط آقای ب. ب. جعل شده، اظهارکرده: است «اینجانب در خصوص الیت انزلی هیچ گونه دخالتی نداشتم و هیچ چک یا مدرکی امضاء ننمودهام و آقای ب. د. از چه بابت میگوید احتمالاً اینجانب به جای ایشان امضاء و جعل نمودهام؟! فکر میکنم به خاطر این باشد که بنده چند فقره چک شرکت اسپادانا را امضاء کردم و نامبردگان مطلع شدهاند که بنده مسؤولیت را پذیرفتم، این مطلب را بیان میدارند.» .
4 - آقای ا. م. رییس هیأت مدیرهی شرکت الیت منطقهی آزاد انزلی، آزاد با تودیع وثیقه به ارزش بیست میلیارد ریال ، متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مال از طریق نامشروع به شرح سابقالذکر؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، از طریق تحصیل و نقل و انتقال وجوه ناشی از تنزیل؛
3ـ جعل امضای آقایان ر. ، م. ا. ، م .ع. و ا. ن. و استفاده از اسناد مجعول، با توجه به امضای اسناد بانکی انتقال وجوه ناشی از تنزیل به تعداد سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبهی گروه ملی اهواز و تنزیل شده به تقاضای شرکت الیت انزلی.
با توجه به محتویات پرونده، اقرار متهم به جعل و استفاده از اسناد مجعول، احراز علم متهم به نحوهی تملک سهام وی در شرکت الیت انزلی و صدور گشایشها با توجه به اظهارات خانمها م. ز. و ج. ا. و گزارش مراجع ذیربط در گردشکار پیش گفته اتهامات وی محرز است .
گزیدهی اظهارات متهم ا. م. در جلسهی بازجویی مورخ 23/8/1390: «من امضای آقایان م. ا. و م. ا. و آقای ر. را بلد بودم. امضای م. ا. را جایی استفاده نکردم، اما امضاء م. ا. را چندین بار که رشت نبودند و یا خارج بودند خودشان با من تماس گرفتند و من با اطلاع ایشان زدم. آقای م .ع. در این دو سال اخیر چند بار با من تماس گرفتند که امضای ایشان را بر روی گردشگری بزنم، پول نیاز دارند و من امسال یکبار زدم، امّا در سال قبل اصلاً خودم هم در دفتر نبودم و در واحد خودشان فکر کنم این کار انجام شد، ولی بررسی هیچ اوراقی چه با آگاهی ع. چه بدون اطلاع آن انجام ندادم و البته امضای آقای ر. را نیز در طول این چند سال چند بار زدم که آن هم متن نامه را خودش تنظیم میکرد و به من میگفت که امضا بزنم و نامه را در جریان بیاندازم. امضای آقای ا. ن. را نیز میتوانم بزنم که بعضی اوقات در شرکت میثاق نیاز به چک داشتیم من زدم، البته خود ایشان نیز در جریانند. ... در مورد کار شرکت الیت و گشایشهای اعتباری من هیچ گونه اطلاعی نداشتم و اصلاً نمیدانم که چگونه کار آن انجام شد و ما دسته چکها را به این دلیل به تهران فرستاده بودیم که حساب آنها راکد نباشد و حساب گردش داشته باشد و اصلاً در جریان نبودیم که در این شرکت گشایش اعتبار انجام میشود و بعد از این اتفاقات فهمیدیم که از شرکت الیت نیز استفاده شده»
گزیدهی اظهارات آقای م. ع. (همکار آقای ا.م. در شرکت میثاق گیلان) در بازجوییهای مورخ 27/7/1390 و 25/7/1390: «... آقای ا.م. لیسانس حسابداری بوده و دست راست آقای م. ا. میباشد و دستهچکهای م. پیش ایشان میباشد (اعم از شخصی و شرکتی) و از کلیه ماجرای مالی م.ا. با اطلاع هست که اکثر اوقات چکهای م.ا. را او جعل امضاء میکند و حتی میتوان گفت که م. ا. از مبلغ حسابهای خود هم گاهی اوقات چیزی نمیداند و از آقای ا.م. میپرسد. ایشان به دستور م.ا.، امضای آقای ک. و یا هر کس و هر مدیر دیگر حتی خودم را جعل میکند... زمانی که آقای خ. میخواست سهام آقای ح. م. را بگیرد و ایشان را از شرکت اخراج کند، آقای م. این جعل امضاء را انجام داد؛ در حالی که آقای م. در استان اردبیل به سر میبرد و در گیلان حضور نداشت... کلیه چکها و اسنادی که جعل میشد، مربوط به پرسنل و یا مدیران شرکتها برای انتقال سهام و یا ملک و یا برداشت از حساب شرکتها و یا حتی برداشت از حساب شخصی خود آن طرف، توسط آقای ا. م. جعل امضاء میشد، وی در این زمینه تبحّر خاص داشت... ایشان یعنی ا. م.، مدیر مالی شرکت داماش و رییس هیأت مدیرهی شرکت میثاق گیلان؛ و در چند شرکت دیگر نیز عضو هیأت مدیره و سهامدار است... ایشان امین آقای م. ا. و رابط اصلی ایشان با ادارات دولتی و غیره میباشند. ایشان در همهی خریدهای زمینها و ساختمانهایی که آقای م. ا. انجام میداد، نقش اصلی را بازی میکرد... اگر میخواست رشوهای به مسؤولی بدهد، یا خودش شخصاً عمل میکرد و یا توسط آقای ا. م. انجام میداد و اگر امضای هر کس را میخواست جعل کند، از آقای ا. م. استفاده میکرد؛ چون آقای ا. م. در این مورد مهارت ویژهای داشت...» پروندهی آقایان ا. م. و م. ا. از حیث اتهام مشارکت در پرداخت رشوه و کسب مال نامشروع، مفتوح میباشد.
5 - آقای ا. ن. نایب رییس شرکت الیت منطقهی آزاد انزلی، آزاد با تودیع وثیقه به مبلغ دو میلیارد ریال، متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مال از طریق نامشروع، به شرح مذکور؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، موضوع تعداد سه فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات شعبهی گروه ملی اهواز و تنزیل شده به تقاضای شرکت الیت منطقهی آزاد انزلی به مبلغ هفتصد و شصت میلیارد و نهصد میلیون ریال.
با توجه به محتویات پرونده، تحقیقات به عمل آمده، علم متهم به نحوهی تملک سهام وی در شرکت الیت انزلی و اظهارات متهمان ج. ا.، م.، ا. ش. و ب. د. و احراز علم و عمد متهم نسبت به موضوع تنزیل گشایشها و انتقال وجوه ناشی از آن.
6 - آقای ر. ب. مدیرعامل شرکت آهن و فولاد لوشان، آزاد با تودیع وثیقه به مبلغ دو میلیارد ریال متهم است به:
1ـ شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور از طریق مشارکت در معاملات صوری و کلاهبرداری از منابع بانکی و تحصیل مال از طریق نامشروع به نفع گروه امیرمنصور آریا، جمعاً به مبلغ هزار و چهل و نه میلیارد ریال؛
2ـ شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم، موضوع تعداد شش فقره گشایش اعتبار اسنادی صادره از بانک صادرات اهواز شعبهی گروه ملی و تنزیل شده به تقاضای شرکت آهن و فولاد لوشان به مبلغ هزار و چهل و نه میلیارد ریال، با توجه به علم متهم به صدور گشایشها و انتقال وجوه ناشی از تنزیل و اظهارات خانم ج. ا. و گزارش مراجع ذیربط .
اهم اظهارات متهم ر. ب. مدیرعامل شرکت فولاد لوشان نزد ضابطان قضایی (گزارش ادارهی کل اقتصادی وزارت اطلاعات به شماره 225/م/73015 مورخ 12/9/1390): «شب عید سال 1387 یکی از دوستان به نام آقای ط. مدیرعامل شرکت IPMA وابسته به سازمان گسترش تلفنی مطرح کرد که یک شرکت سرمایهگذاری در نظر دارد شرکت ماشینسازی اراک را بخرد و من به ایشان گفتم که با شما مشورت کند و ضمناً اگر آقای ر.ب. حاضر به همکاری باشد، این کار را انجام دهید و این پیشنهاد به این دلیل بود که بنده قبلاً مدیرعامل ماشینسازی اراک بودم و از آنجا شناخت داشتم. پس از مدتی در دفتر ایشان جلسهای برگزار شد که من برای اولین بار آقای م. ا. و آقای ع. د. را در آنجا دیدم و ایشان مطرح کرد که اگر ماشینسازی اراک را خریدیم، حاضر هستی با ما همکاری کنی و من جواب دادم که شما بخرید بعداً عنوان میکنم و بسته به شرایط دارد تا این که پس از شش ماه ، یک روز بنده را به دفتر خودش دعوت کرد و گفت خرید ماشینسازی اراک منتفی شده و راجع به شرکت آهن و فولاد لوشان در حال ساخت سوله و خرید ماشینآلات هستیم و توضیح داد و از بنده خواست تا به عنوان مدیرعامل با ایشان همکاری کنم که با شروع به کار شرکت آهن و فولاد لوشان به تدریج با گروه آشنا شدم و من در شرکت دارای یک سهم صوری هستم» (بازجویی مورخ 23/7/1390). متهم میزان تسهیلات دریافتی و تعهدات شرکت فولاد لوشان نزد شبکهی بانکی را به این شرح اعلام میکند: «به طور کلی اساس کار در شرکت سرمایهگذاری مبنی بر این بود که کارهای مالی و بازرگانی توسط خود شرکت سرمایهگذاری و توسط معاونت تأمین منابع و شرکت تجارت گستران انجام میگرفت و شرکتها از جمله شرکت آهن و فولاد در جریان کارهای شرکت سرمایهگذاری نبودند و زمانی که همهی کارهای بازرگانی و اعتباراتی انجام میگرفت به شرکت ارائه میدادند تا ثبت گردد و میزان تسهیلات و تعهدات که توسط شرکت سرمایهگذاری به اسم شرکت آهن و فولاد اخذ شده حدود سیصد میلیارد تومان میباشد که در بخش ارزی ریالی میباشد. علاوه بر این تسهیلات شش فقره LC است که به نفع شرکت آهن فولاد گشایش شده است که توسط گروه ملی فولاد باز شده و تنزیل شده است و وجه آن به حساب شرکت واریز شده و بلافاصله برداشت شده و سپس به حساب شرکت سرمایهگذاری امیرمنصور آریا واریز شده است. پیش فاکتورها و سیاههی تجاری که با امضای اعضای هیأت مدیره بوده، به جای بنده امضاء شده است و بنده هیچ گونه اطلاعی از وجود این پیش فاکتور و سیاهههای تجاری و LC نداشتم تا این که پس از دستگیری آقای م. ا. و سؤال از امور مالی متوجه این مسائل شدم» (جلسهی بازجویی مورخ 23/7/1390). متهم در پاسخ این سؤال که شما کی متوجه شدید که اسناد به امضای شما نیست؟ چنین اظهار میکند: «در همین دو ماه اخیر پس از دستگیری مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری امیرمنصور آریا که متوجه جریان شدم، در پی آن شدم که ببینم شرکت ما نیز درگیر این موضوع بوده است یا نه و پس از بررسی متوجه پیش فاکتورها و سیاهههای تجاری شدم که به جای من امضاء شده بود و تاکنون نمیدانستم و بنده هیچ گونه نقشی در گشایش اعتبار اسنادی نداشتم» (بازجویی مورخ 23/7/1390).
خانم ج. ا. در برگ بازجویی مورخ 23/8/1390 در خصوص ر. ب. میگوید: «آقای ر. ب. باید در جریان تمام عملیات شرکت آهن و فولاد بوده باشند؛ زیرا با آقای م. ا. جلسات زیادی داشتند و پولهایی که بابت اعتبار به حساب آهن و فولاد واریز شده است، خودشان به شرکت آریا منتقل کردهاند و مدیر مالی شرکت آهن و فولاد، آقای ا. با آقای ا. ش. جلسات زیادی برای ثبت اسناد این اعتبارات در آهن و فولاد داشتهاند.»

ر. ب. در جلسهی تحقیق مورخ 6/8/1390 اظهار داشته است: «شش فقره LC توسط گروه ملی فولاد به نفع شرکت آهن و فولاد به مبلغ حدود یکصد و چهل میلیارد تومان باز شده است و تنزیل شده و پول به حساب شرکت آهن و فولاد ریخته شده و به شرکت امیرمنصور آریا منتقل شده است که من پس از دستگیری مه.ا. مطلع شده و پس از پرسوجو متوجه شدم که پیش فاکتورهای مربوط به LCها توسط خود شرکت امیرمنصور آریا تهیه شده که امضای تهیهکننده در پیش فاکتورها موجود است و توسط دو تن از اعضای هیأت مدیره امضاء شده است که عمدتاً توسط آقای م. ا. (رییس هیأت مدیره) و ح. س. (نایب رییس هیأت مدیره) میباشد و من یادم نمیآید امضاء کرده باشم و امضای واقعی که شبیه امضای من میباشد، فکر میکنم امضای خودم نباشد و شاید هم مواردی امضاء کرده باشم که یادم نیست... این موارد معمولاً توسط امور مالی تهیه میشد... ممکن است امضاء کرده باشم. به عنوان یکسری کار عادی... تا آنجا که یادم میآید یک مورد کُپی نامه در معاونت حقوقی که به جای من امضاء شده بود، دیدم و به آقای ب.ب.اعتراض کردم» . در جلسهی بازجویی مورخ 23/7/1390 خطاب به آقای ر. ب.، سؤال شده است: با توجه به این که اسناد ارائه شده دارای دو امضا میباشد توضیح دهید امضا ذیل اسناد، منتسب به چه اشخاصی میباشد و هویت مسؤول امور مالی شرکت را بیان نمایید و به چه علت مهر شرکت در اختیار مدیرعامل (شما) نبوده است؟ وی پاسخ داده است: «امضاءهای ذیل اسناد منتسب به اینجانب و ح. س. عضو هیأت مدیره و م. ا. رییس هیأت مدیره شرکت میباشد. مسؤولیت واحد مالی شرکت با آقای ف. ا. میباشد که معمولاً با معاونت تأمین منابع (آقای ا. ش.) هماهنگ بود و ایشان پس از واریز شدن وجوه از موضوع LCها مطلع شده بود و از آنجایی که این نوع کارهای بازرگانی و مالی با شرکت سرمایهگذاری هماهنگی میشد، از طریق پرسوجو از ا. ش. مطلع میشود که گشایش اعتبار صورت گرفته... ایشان موضوع را در دفاتر ثبت میکند و هیچ اطلاعی هم به من نمیدهد، چرا که فکر میکند ربطی به من ندارد... علاوه بر این که یک مُهر در اختیار دفتر مدیرعامل بود، مُهر دیگری نیز در اختیار رییس هیأت مدیره (م. ) بود که ایشان نیز در اختیار معاونت حقوقی (ب. ب.) قرار داده بود تا اوراقی که با امضای دو نفر از اعضای هیأت مدیره (غیر از مدیرعامل) امضاء میشود، ممهور گردد؛ که متأسفانه در مواردی به جای اینجانب نیز امضاء شده و مُهر نیز زده شده است».
خانم ج. ا. در برگ بازجویی مورخ 23/8/1390 در پاسخ به این سؤال که، چه کسانی (از پرسنل شرکتهای گروه امیرمنصور آریا) از قضایای LCهای گشایش شده غیرقانونی و قراردادهای صوری و تبانی با بانکها مطلع و آگاه بودند و یا ایفای نقش داشتهاند، از آقای ر. ب. نام برده است و اظهار نموده: «آقای ر. ب. در جریان گشایش اعتبارات آهن و فولاد (لوشان) بودهاند و به نظر اینجانب امضاءهای ایشان در چکها و اوراق بانکی، دلیل اطلاع ایشان از گشایش بوده است».
آقای ا. ش. نیز در بازجویی مورخ 30/8/1390، در پاسخ به سؤال فوقالذکر، مشابه همان اظهارات خانم ج. ا. را بیان نموده و از مدیران شرکت آهن و فولاد لوشان به عنوان افراد مطلع و آگاه از جریان LCها و تنزیلهای غیرقانونی، نام برده که در صدور فاکتورهای صوری و انتقال وجوه، ایفاء نقش نمودهاند .
افشاگري متهمان عليه يكديگر /نماینده دادستان: مدیرعامل آهن و فولاد لوشان از جعل امضایش باخبر بود
در بخش دیگری از آخرین دفاع «س -ن» مدیرعامل شرکت خدمات عمومی فولاد ایران این فرد با اشاره به اینکه کلا در کشور سالانه 15 تا 16 میلیون تن فولاد معامله میشود گفت: اگر خسروی به کارهای خود ادامه میداد میتوانست 10 میلیون تن از این رقم را در انحصار خود بگیرد و آن زمان فاجعه بزرگی به وقوع میپیوست.
این فرد با نام بردن از آقای «خ -الف» که در وزارت صنایع مسئولیتی داشت، گفت: این فرد مدیرعامل شرکت ایمیدرو بود که آنجا قیمتگذاری فولاد را انجام میداده است.
متهم تصریح کرد: این فرد همچنین مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی کشور بود که هزاران هکتار زمین به خسروی بدون ضابطه و قاعده داده بود.
وی گفت: من که یک کارخانهدار بودم و شرکتی با حدود 8 هزار سهامدار داشتم برای گرفتن چند هزار متر زمین با درخواستم موافقت نمیشد دیده بودم که خسروی هزاران هکتار زمین را در اختیار خود دارد به همین دلیل به او اعتماد کرده بودم.
«ط- ن» در ادامه آخرین دفاعیات خود به موضوع قیمتگذاری فولاد هر صبح توسط خسروی گفت: این فرد صبح از خواب بیدار میشد و قیمت فولاد را تعیین میکرد در حالی که همه تجار بزرگ از کار او متضرر میشدند.
این فرد تصریح کرد: وقتی میدیدم که خسروی شمش مرا 100 تومان بالاتر میخرد من نیز از بابت کسب سود بیشتر وسوسه میشدم و به او محصول میفروختم.
متهم گفت: به نظرم آقای «ر » مدیرعامل گروه ملی فولاد مقصر است که از روز اول میدانست بخشی از گشایشهای اعتباری صوری است و نباید از ابتدا با گشایش آن موافقت میکرد.
این متهم تصریح کرد: حق من که یک رزمنده هستم این نبود که با زیادهروی خسروی امروز در دادگاه باشم هرچند که معتقدم تخلف بزرگی رخ داده و من هم به خاطر سود بیشتر وسوسه و دچار تخلف شدهام.
«ط -ن» با اشاره به این مطلب که خسروی از 3 محور بزرگ در انجام تخلفاتش استفاده کرده بود، گفت: ابتدا با همراه کردن ایمیدرو به عنوان مشاور خود سپس با کمک گرفتن از شرکت شهرکهای صنعتی و در نهایت به واسطه سوددهی بیشتر به تجار و گرفتن فولاد از آنها.
قاضی در سؤال خود از متهم به موضوع خصوصی بودن شرکت ایمیدرو اشاره کرد و گفت: چگونه است که شما ادعا می کنید یک معاون وزیر سرپرست ایمیدرو بوده و چگونه است که ایمیدرو که یک شرکت خصوصی بوده به قول شما قیمت فولاد و متعلقات آن را مشخص میکند.
متهم گفت: درست است که ایمیدرو یک شرکت خصوصی نیست اما زمانی که شما قصد برپا کردن یک مجموعه فولادی را دارید ابتدا شما باید از شرکت شهرکهای صنعتی مجوز بگیرید و سپس وزارت صنایع بررسی میکند که سهمیه شما از فولاد چه میزان باشد.
وی گفت: سهمیه را ایمیدرو تعیین میکند هرچند که در بسیاری از موارد بر اساس شرایط نیست و بر اساس ارتباطی که میان افراد است این سهمیه تعیین میشود و در موضوع مهآفرید نیز به نظرم یکسری افراد بالادستی به او گفتهاند که به سراغ آقای «خ- الف» برود تا به انحصار فولاد دست پیدا کند.
وی گفت: اگر بررسی سادهای انجام دهید میفهمید که سهم گروه آریا از گرفتن شمش از کارخانه فولاد خوزستان زیاد است، جواب آن ساده است چرا که آقای «خ- الف» در آن زمان عضو هیئت مدیره فولاد خوزستان بوده است.
«ط -ن» با اعلام این نکته که متوسط حقوق مدیران 5 میلیون تومان در ماه است در حالی که «خ - الف» حقوق 15 سال خود یعنی قریب به 900 میلیون تومان را از خسروی گرفته است، گفت: معلوم است که این فرد با گرفتن این رقم میتواند مشاور خسروی و مسئول تنظیم بازار باشد.
این متهم با اشاره به این مطلب که خسروی 3 موضوع بزرگ را در زمینه فولاد دنبال میکرد، گفت: ابتدا باید به بحث دامپینگ یا همان انحصار فولاد اشاره کنم، انحصار در همه جای دنیا وجود دارد و همین است که بعضی افراد به دنبال آن میگردند در این موضوع هم خسروی قصد داشت تا از 16 میلیون تن فولاد معامله شده در کشور انحصار 10 میلیون آن را به عهده بگیرد و خدا عالم است که اگر این اتفاق میافتد پول حاصل از عواید آن کجا و در چه زمانی برای موفقیت چه کسی مصرف میشد هر چند که من قصد ندارم به عنوان یک تاجر حرف سیاسی بزنم.
وی تصریح کرد: خسروی در بخش اول با پرداخت رشوه به مدیران دولتی، در بخش دوم با سوددهی به تجار شبیه من و سوم با خرید مدیران خودش با حقوق و مزایای بالا توانسته بود سه وجه مثلث کاری خود را تکمیل کند.
این متهم با اشاره به این مطلب که من یادگار انقلاب هستم اما از باب سود بیشتر امروز باید در این دادگاه پاسخگوی کارم باشم، گفت: امروز فهمیدهام که چشم نگهبان انقلاب بیدار است و گفته برخی از متهمان درباره خاموش بودن دزدگیرها در برخی موارد درست نیست.
وکیل «ط - ن» در آخرین دفاع از موکل خود با ایراد وارد کردن به کیفرخواست صادر شده برای متهم مدعی شد شرکت خدمات عمومی فولاد شرکتی است که دارای هیئت مدیره است و تصمیمات از سوی هیئت مدیره به مدیرعامل ابلاغ میشود پس باید کل هیئت مدیره به همراه موکلش در دادگاه حاضر شود و آنها نیز مقصر شناخته شوند.
این وکیل با اشاره به این مطلب که شرکت خدمات عمومی فولاد دارای سهامداران زیادی است گفت: در اینگونه شرکتها مدیرعامل حق تصمیمگیری خودسرانه را ندارد و صاحب تصمیم نیست بلکه سهامداران در تصمیمگیری به مدیرعامل کمک میدهند که با این فرد تخلفات از دوش موکلم باید برداشته شود.
این وکیل همچنین به اتهام موکلش درباره اخلال در نظام اقتصادی اشاره کرد و گفت: من قانون اخلال در نظام اقتصادی را مشاهده کردم و آن را مورد بررسی کامل قرار دادم و دریافتم که هیچ کدام از بندهای مطرح شده در این قانون شامل موکلم نمیشود.
این وکیل در آخرین بخش از دفاعیات خود به موضوع اتهام پولشویی اشاره کرد و گفت: وجوه تحصیل شده از معاملاتی که موکلم در آن نقش داشته به حساب 8 هزار سهامدار واریز شده به این ترتیب مشخص است که پول از کجا آمده و به کجا هم رفته به همین دلیل منکر اتهام پولشویی توسط موکلم هستم.
این وکیل در انتها از دادگاه خواستار عفو و مورد رأفت قرار گرفتن موکلش شد.
در ادامه دهمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد بزرگ مالی نجفی نماینده دادستان اتهامات رـ ب مدیرعامل شرکت آهن و فولاد لوشان دردریافت یک هزار و 49 میلیارد ریال مطرح کرد.
در ادامه این جلسه متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه هیچ اقدامی انجام ندادهام و به هیچ وجه اتهامات را قبول ندارم گفت: نه پیشفاکتور و نه سیاهی امضاء کردم و نه در انتقال پول و تنزیلها نقشی داشتهام.
متهم درباره آشنایی با گروه اریا گفت: آشنایی با گروه اریا از مهر 88 شروع شد که یکی از دوستان من واسطه این آشنایی بود. انگیزه اصلی من در همکاری با آریا راهاندازی مجموعه جدیدی در صنعت و اشتغال حدود 400 نفر بود.
وی با بیان اینکه مجموعه آهن و فولاد لوشان مدیر پیمان تمام پروژههای گروه آریا بود گفت: من معمولا روزانه 14 ساعت کار میکردم و اینکه با یک کار عملیاتی جدید مشغول میشوم برایم جذاب بود هیچ آشنایی قبلی با گروه آریا نداشتم و در جریان تحقیقات از این گروه هم با نکته منفی هم روبرو نشدهام.
وی به جلسات متعدد با مهآفرید برای پیشبرد طرحها اشاره کرد و گفت: تمام جلسات ما جلسات کاری بود و درباره موضوعات مالی هیچ بحثی نمیشد و اظهارات خزانهدار گروه کذب است زیرا او اصلا در جلسات حضور نداشت.
متهم گفت: امضاها معمولا توسط دو نفر از اعضای هیئت مدیره انجام میشد و بعضا ممکن بود سندی بدون اطلاع مدیرعامل امضاء شود. اختیارات اصلی برای تصمیمگیری با رئیس هیئت مدیره( برادر مهآفرید بود ) و مدیرعامل تنها مجری مصوبات بود.
وی افزود: تمام کارها درباره هولدینگ متمرکز بود و توسط شرکت تجارت گستران صورت میگیرد و تمام اختیارات حسابهای ما در رأس آنها بود. بعد از دستگیری مهآفرید حساب همه شرکتها بسته شد و مدتی بعد از آن متوجه شدم که شرکت آهن و فولاد لوشان هم در قضیه السیها دخیل است.
مدیر امور مالی شرکت با فشار معاون مهآفرید تغییر کرده بود و معاون جدید به من گفت: دو فقره واریزی تحت عنوان واریزی اشتباه و چهار فقره تحت عنوان وجوه نامشخص ثبت شده است. که مجموع این 6 فقره 104 میلیارد تومان است.همچنین پیگیریهای ما برای اینکه متوجه شویم اصل و ماهیت این واریزها چه بوده به نتیجه نرسید.
مدیرعامل شرکت آهن فولاد لوشان ادامه داد: همزمان با این پیگیریها به اهواز نرفته بودم که از سوی گروه ملی فولاد متوجه شدم که شرکت ما فولاد فروخته و پول هم دریافت کرده است. که مدیر امور مالی بعد از اصلاح حسابها متوجه اختلاف ارقام شد که بعد از استعلام فهمید مربوط به تنزیلها بوده است.
وی با بیان اینکه به هیچ وجه تصور نمیکردیم این معاملات صوری باشد گفت: در سفر دوم به اهواز از مدیرعامل گروه آریا خواستم اگر در این خصوص مستنداتی وجود دارد به ما ارائه دهند که همان روز کپی السیها پیشفاکتورها و سیاهههایی که در بسیاری از آنها امضاء من بود ر ا دیدم و متعجب شدم زیرا هیچ اطلاعی از آنها نداشتم. اما وقتی به ما گفتند تعهدات السیها تسویه شده تصور کردم شرکت ما دیگر در این پرونده دخیل نیست.
متهم گفت: در مطالعه کیفر خواست هم متوجه شدم که یکی از متهمان اقرار کرده امضاء من را به دستور مهآفرید جعل کرده است.
بعد از اظهارات متهم فراهانی نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و اظهار داشت: در تحقیقات مشخص شده که امضاءهای این متهم توسط « ب ـ ب» و « ع ـ ه» انجام شده و جعلی است.
فراهانی با بیان اینکه اتهام معاونت در اخلال در نظام اقتصادی متوجه این متهم است زیرا به طور ضمنی از اتفاقات اطلاعات داشته است گفت: متهم اطلاع داشت که مهر شرکت وی در چند جا استفاده میشود و در جایی حتی متوجه جعل امضای شده و به «ب ـ ب » اعتراض میکند اما در این راستا احتیاط لازم را نکرده و سکوت میکند.در حالی که مهر شرکت علاوه بر لوشان در تهران هم بوده است.
فراهانی با تاکید بر اینکه بعید است مسئول امور مالی مدیرعامل را جریان امور قرار ندهد گفت: متهم هنوز شکایتی بابت جعل امضاء نکرده است و متهمان دیگر پرونده مدعی هستند که اگر وی بیتقصیر است چرا شکایتی نکرده است.
فراهانی با بیان اینکه به نظر میرسد این اتفاق در جریان یک تبانی اتفاق افتاده است گفت: شرایط به گونهای به نظر میرسد که اگر این متهم شکایت کند طرف مقابل هم از او شکایت کرده و اتفاق جدیدی در پرونده خواهد افتاد.
فراهانی با بیان اینکه خواستار تحقیق از دو معاون امور مالی این شرکت و احضار آنها به دادگاه هستیم « ع ـ ه» یکی از متهمان پرونده گفته مدیرعامل آهن فولاد و لوشان اگر هم عالم به جعل امضاء خود توسط من بود باز هم اعتراضی نمیکرد زیرا اساسا هیچ کس جرأت اعتراض به مهآفرید را نداشت.
رئیس هیئت مدیره شرکت الیت بندرانزلی: کارهای نظافت منزل، ویلا و خریدهای مه آفرید را انجام میدادم
آقای (ر-ب) مدیرعامل شرکت آهن و فولاد لوشان در دفاع از خود و در پاسخ به اظهارات نماینده دادستان درباره جعل امضا و همچنین چکهایی که با امضای مدیرعامل وجود داشته است گفت: اینکه اسناد این شرکت برای قانونی بودن نیازمند امضای 2 نفر از اعضای هیات مدیره بوده پس طبیعی است که مهر شرکت در اختیار این افراد باشد.
وی گفت: اینکه شما میگویید چرا پای برخی از اسناد مهر شرکت وجود دارداما امضا متفاوت است به همین دلیل است و باید بگویم من مهر شرکت را به کسی نداده ام بلکه رئیس هیات مدیره که مهر شرکت را داشته آنرا به افرادی که دلش خواسته داده است.
(ر-ب) در مورد پی بردن به جعل نامهها و امضا گفت: یک مورد نامه بانکی درباره افتتاح حساب به دست من رسید که باعث شد به این نکته پی ببرم که امضای من زیر نامه قرار دارد در حالی که من اصلا آن را امضا نکردم.
متهم تصریح کرد: آن زمان موضوع را با بالاترین مقام حقوقی شرکت درمیان گذاشتم و او هم مدعی شد موضوع را پیگیری کرده و قرار نیست دیگر چنین اتفاقی بیافتد و بعد از آن آقای (الف-ش) مدعی شد که از آن نامه هیچ استفاده ای نکرده است به همین دلیل بود که من تعبیر جعل از این نامه نداشتم اما فهمیدم که یک بار نامهای با امضای من صادر شده است.
متهم درباره نقل و انتقال پولها نیز گفت: هیچگونه برداشتی توسط شرکت آهن و فولاد لوشان به وقوع نپیوسته بلکه صرفا خود گروه امیرمنصور آریا و خزانه داری آنها کار نقل و انتقال را انجام داده به گونه ای که هر بار برای ما ابلاغ برداشت و بدهکار و بستانکار میفرستادند. من و آهن و فولاد لوشان در این نقل و انتقالات نقشی نداشتیم.
وی درباره اینکه چرا از خانم (ع-ح) هیچوقت درباره جعل امضا شکایت نکردید گفت:یک بار میخواستم پیش بازپرس بروم و از این فرد شکایت کنم به دادسرا هم رفتم اما زمانی که برخورد بازپرس را دیدم ترسیدم و شکایت نکردم.
در ادامه جلسه وکیل مدافع متهم در جایگاه قرار گرفت و از موکل خود دفاع کرد.
وی گفت: در مشارکت و معاونت نیاز است تا وحدت و قصد وجود داشته باشد اما در مورد موکلم این قصد وجود نداشته به دلیل اینکه اصلا از هیچ کاری باخبر نبوده است.
وی افزود: زمانی که 104 میلیارد تومان پول بدون اطلاع موکلم به حساب آهن لوشان می آید و تنها دو ساعت بعد برداشت میشودو در دفاتر نیز قید میشود واریز اشتباه، این نشاندهنده آن است که موکل من هیچ اطلاعی از چرخش مالی نداشته است.
وی به عدم وجود امضای مدیرعامل در پای برخی از اسناد صادره از سوی شرکت آهن و فولاد لوشان اشاره کرد و گفت: تمام اقدامات انجام شده از سوی گروه آریا یا صوری بوده یا امضای مدیرعامل را نداشته اند در حالی که برخی از کارمندان حتی جعل امضای موکلم را هم پذیرفته اند و به آن اعتراف داشتند.
وکیل متهم همچنین در بخش دیگری از دفاعیات خود از موکلش به موضوع مشخص شدن و تحلیل شرایط پرونده اشاره کرد و گفت: به این نکته باید توجه داشته باشیم که امروز که بیش از یک سال از مفتوح شدن پرونده میگذرد مهآفرید خسروی برای همه شناخته شده و کارهای وی و خطابودنش مشخص شده است.
وی گفت:یکسال گذشته زمانی که حرف از مهآفرید خسروی به میان میآمد همه او را به عنوان یک فرد با ارتباط بالا با مدیران و حتی وزیران میشناختند و همین امر باعث میشد که همه فکر کنند که خسروی در مسیر نظام قدم بر میدارد به همین دلیل هیچگاه پیش نمیآمد که بخواهند به او شک کنند و نگران کارهای او باشند.
وکیل متهم درباره بحث پولشویی و تحصیل مال نامشروع توسط متهم نیز گفت: چگونه میشود که فردی به نفع دیگران پولشویی کرده و تحصیل مال نامشروع کند این اتهام زمانی معنی پیدا میکند که تحصیل مال نامشروع به نفع خود باشد نه به نفع دیگری.
در بخش پایانی رسیدگی به اتهامات این متهم آقای (ر-ب) بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و با اعلام این مطلب که هیچ یک از اتهامات را قبول ندارد گفت: گروه اریا به هیچ عنوان نمیخواستند هیچ یک از مدیرانشان از کارهایی که میکنند اطلاع داشته باشند دلیل این ادعا این است که حتی سیاهههای تجاری و پیش فاکتورها را هم از ما مخفی میکردند.
وی گفت: یک بار خسروی به من زنگ زد و از من خواست یک نفر را اخراج کنم اما من جلوی او ایستادم و گفتم این کار را انجام نمیدهم این که خانم (ع-ح) مدعی شده من آدم ترسویی بودم و بعد از باخبر بودن از جعلی بودن امضاها به دلیل ترسم از خسروی اقدامی نکردم دروغ است.
(ر-ب) در بخش آخر دفاعیات خود به موضوع ضمانت وام 7 میلیارد تومانی اشاره کرد و گفت: مدیران گروه خسروی بدون اطلاع من اسم مرا به عنوان فردی که قرار است ضمانت یک وام 7 میلیاردی را به عهده داشته باشند نام بردند که من از این موضوع اطلاع نداشتم اینها همه نشان از آن دارد که خیلی از کارها انجام می شده که ما از آن بی خبر بودیم.
متهم در پایان دفاعیاتش بار دیگر از دادگاه خواست تا برای وی حکمی عادلانه که همان تبرئه بوده را صادر کنند.
در ادامه جلسه اتهامات «الف ـ م» رئیس هیئت مدیره شرکت الیت بندرانزلی مبنی بر شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور، تحصیل مال نامشروع، شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم و جعل امضاء توسط نماینده دادستان قرائت شد.
در ادامه جلسه بعد از تفهیم اتهام توسط قاضی متهم در جایگاه قرار گرفت و گفت: از 10 سال قبل با برادر مهآفرید که دانشجوی حسابداری بود آشنا بودم و قرار بود برای من کاری پیدا کند که در نهایت به عنوان کارمند در یکی از شرکتهای مهآفرید مشغول شدم و سال 86 به عنوان مدیرعامل شرکت میثاق گیلان انتخاب شدم.
وی با بیان اینکه در این مدت صادقانه برای مهآفرید کار میکردم گفت: با وجود اینکه مدیرعامل شرکت بودم کارهای نظافت منزل، ویلا و خریدهای او را انجام میدادم.
متهم ادامه داد: سال 89 مهآفرید از من خواست که در تأسیس شرکتی که در کار صادرات است با او همکاری کنم توسط «ب ـ ب» دفتری برای شرکت خریداری شد و بعد از آن در بانک ملی به نام شرکت افتتاح حساب کردیم.در این مدت تمام برنامهریزیها از جمله تنظیم اساسنامه، تعیین هیئت مدیره و حتی تعیین اسم شرکت در تهران تأیید و تصویب میشد.
وی با بیان اینکه 35 درصد سرمایه اولیه شرکت از تهران به حساب «ب ـ د » واریز شد گفت: بعد از دو روز این پول از شرکت به حساب «ب ـ د » منتقل و او هم به حساب واریزکننده عودت داد.
مهآفرید میگفت با پول آریا کار کنید تا حساب شرکت فعال باشد. «الف ـ ش » هم گفت دست چکها را به تهران بفرستید تا خودم با پول کار کنم. ما هم دو دسته چک را کاملا سفید امضاء کردیم و به تهران فرستادیم.
وی افزود: مدیرعامل شرکت دوباره از بانک ملی دسته چک گرفت و همه آن را هم مجددا سفید امضاء کردیم و به تهران فرستادیم. تا اینکه مهآفرید دستگیر شد و فهمیدم که در شرکت الیت بندرانزلی هم فاکتور صادر شده و ما هم در پرونده دخیل هستیم. اما اصلا نفهمیدیم مبلغ و تعداد فاکتورها چقدر است.
متهم با بیان اینکه هیچ امضایی را در فاکتور و سیاههها نزده بودند گفت: در مواجه حضوری با یکی از متهمان بودیم که فهمیدم سه فقره السی به مبلغ 76 میلیارد تومان به نام شرکت الیت انزلی گشایش یافته و امضاء ما جعل شده است.
وی افزود: نمیدانستم چه کسی امضاء ما را جعل کرده اما فهمیدم که در تهران و با آگاهی «الف ـ ش » صورت گرفته است. او حتی اگر مدعی است که این کار را نکرده باید بگوید چه کسی امضاءها را جعل کرده زیرا در جریان تمام امور بوده است.
متهم با بیان اینکه تمام کارهای مالی شرکت در تهران انجام میشد گفت: فکر میکردم شرکت الیت بندرانزلی هنوز شروع به کار نکرده است زیرا تا آخرین لحظه یک ریال هم از آن شرکت حقوق نگرفتم و آخرین حقوق من که از شرکت میثاق گیلان دریافت کردهام ماهانه 3 میلیون تومان بود.
مدیرعامل شرکت الیت بندانزلی با بیان اینکه فکر نمیکردم و انتظار نداشتم مهآفرید با من که 10 سال برای او صادقانه کار کردهام چنین کاری کند گفت: بعد از دستگیری خودم موضوع امضاءها را اعتراف کردم و گفتم که با اطلاع صاحبان امضاء آنها را جعل کردم ولی نمیدانستم که اگر با اطلاع آنها باشد هم جعل محسوب میشود.
دهمین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده فساد مالی در نوبت صبح آن به پایان رسید. قاضی ناصر سراج یک ساعت تنفس اعلام کرد تا بعدازظهر روندرسیدگی به پرونده ادامه یابد.
حقوق میلیونی متهم با مدرک دیپلم/ «ب -د »: با یک سهم 1000 تومانی مدیرعامل شدم
در نوبت عصر دهمین جلسه دادگاه رسیدگی پرونده فساد بزرگ مالی قاضی سراج اتهامات الف _ ن نایب رئیس هیئت مدیره شرکت الیت بندر انزلی مبنی بر شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و همچنین شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم را به وی تفهیم کرد و از متهم خواست از خود دفاع کند.
نایب رئیس هیئت مدیره شرکت الیت بندر انزلی در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه این اتهامات را قبول ندارم گفت: هیچ اطلاعی از ماهیت ال سیها نداشتم و تمام اسنادی که در بازجوییها به ما نشان دادند درست است که امضاهای ما بوده اما همگی جعل شده بودند.
وی ادامه داد: تنها اشتباهی که ما کردیم این بود که دسته چکها را سفید امضا کردم ولی از اعتماد و اشتباه ما سوء استفاده شد. حتی یک سری از حسابها هم بدون اطلاع ما افتتاح شد و بدون اطلاع ما امضاهای ما را جعل میکردند.
متهم گفت: من دارای مدرک تحصیلی دیپلم هستم و در چند شرکت آریا عضو هیئت مدیره بودم. از سال 86 تا 88 حقوق وزارت کاری دریافت میکردم اما بعد از آنکه عضو هیئت مدیره شدم حقوقی بین یک میلیون و 200 تا یک میلیون و 800 هزار تومان میگرفتم.
فراهانی نماینده دادستان از قاضی خواست از متهم سوال کند که چرا از کسانی که امضایش را جعل کرده شکایت نکرده است که متهم در جواب گفت: وقتی نمیدانستم چه کسی این کار را کرده است از کی شکایت میکردم. یک ماه قبل در یک جلسه منشی الف _ ش گفت: تمام فاکتورها و سیاههها در دفتر او انجام میشده است.
قاضی سراج گفت: شما اگر واقعا قصد شکایت از جاعلان را دارید با یک ردگیری ساده وصولکننده چک میتوانستید موضوع را بفهمید.
در ادامه جلسه دادگاه وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه وظیفه موکلش راهاندازی سایت 12 کارخانه زیرمجموعه آریا بوده است گفت: موکل من هیچگاه از وجود فاکتورها خبر نداشته و آنها را هم امضا نکرده. همچنین با توجه به اظهارات مطلعان پرونده که تاکید کردند امضا توسط شخص دیگری درج شده و برای دادگاه هم مسجل شده است به نظر میرسد افعال موکل من با قانون اخلال در نظام اقتصادی منطبق نیست.
وی افزود: در خصوص اتهام تحصیل مال نامشروع هم موکل من نسبت به افعال مذکور دخالتی نداشته و اتهامات فاقد توجیه قانونی است و خواستار صدور حکم برائت برای موکل خود هستم.
قاضی سراج از وکیل متهم سوال کرد که آیا هیئت مدیره یک شرکت مسئول اعمال شرکت است یا خیر؟ که وکیل مدافع متهم این اظهارات را تائید کرد.
در ادامه قاضی سراج گفت: اگر این اتفاقات را به صورت فرد فرد در نظر بگیریم میتوان گفت که متهمان از خیلی اتفاقات باخبر نبودهاند ولی اگر به صورت تشکیلاتی به قضیه نگاه کنیم شاید بتوانیم آن را مصداق اخلال در نظام اقتصادی در نظر گرفت.

بعد از اظهارات قاضی سراج متهم بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و در بیان آخرین دفاعیات خود گفت: من هیچ اطلاعی از این اتفاقات نداشتهام و غیر از یک خودروی 206 و 6.6 میلیون تومان سهام اگر پول ناحقی در خانواده من پیدا کردید حاضرم درباره همه پاسخگو باشم.
قاضی سراج در ابتدا به «ب - د» مدیرعامل شرکت الیت بندر انزلی تفهیم اتهام کرد و عنوان کرد شما متهم هستید به شرکت در اخلال در نظام اقتصادی با مشارکت در شبکه 16 نفره و همچنین شرکت در پولشویی عواید حاصل از این جرم، آیا این اتهامات را قبول دارید یا خیر؟
متهم در جایگاه قرار گرفت و عنوان کرد: من هیچ کدام از این اتهامات را قبول ندارم.
«ب - د» در دفاع از خودش عنوان کرد: من به واسطه آشنایی با آقای «ب -ب» به گروه آریا معرفی شدم و از اوایل سال 87 تا ابتدای سال 89 به عنوان ترخیصکار گروه برای آنها کار ترخیص بار خارجیشان را به عهده داشتم.
وی افزود: از ابتدای سال 89 کار خود را در بندر انزلی شروع کردم و مقرر شد تا در شرکتی که قرار بود توسط اعضای همین گروه به ثبت برسد به عنوان مدیرعامل مشغول کار شوم.
وی گفت: آقای «ب -ب » درباره علت ثبت شرکت الیت بندر انزلی گفته بود که این شرکت باید ثبت شود تا در زمان معاملات خارجی بتوان تحریمهای موجود را دور زد و به همین دلیل با یک سهم یک هزار تومانی من را سهامدار شرکت کرده و پس از آن من را به مدیرعاملی شرکت انتخاب کردند.
متهم تصریح کرد: من در بانک ملی و صادرات منطقه آزاد بندرانزلی افتتاح حساب کردم در حالی که مسئولین گروه به من گفته بودند که هر زمان که تحریمها سختتر شود و نیاز به دور زدن آن باشد کار را شروع میکنیم.
قاضی در این لحظه خطاب به متهم گفت شما گفتید که تحصیلاتتان تا دیپلم است آیا قرار بود تحریمها را 4 نفر امثال شما دور بزنند. کسانی که به قول خودتان الفبای اقتصاد را هم بلد نیستند متهم در این زمان گفت این دلیلی بود که مدیران گروه برایمان عنوان کرده بودند و ما از راست و دروغ آن اطلاعی نداشتیم.
قاضی بار دیگر گفت: شما که فقط بانکهای خودمان را دور زدید و حساب آنها را خالی کردید، متهم گفت شما بروید اسناد را نگاه کنید یک امضای من هم روی اسناد مربوط به گشایش اعتبارات و دست چکها وجود ندارد.
وی گفت: امضاهای شرکت را آقای م و آقای ن جعل کرده بودند در حالی که خانم «ز» مدعی شده بود که آقای «ش» مدارک را امضا شده به او تحویل داده است.
متهم «ب - د» خاطر نشان کرد: من از این شرکت نه حقوقی گرفتم ، نه دست چکی گرفتم و اصلا در این مدت کاری هم برای شرکت نکردم. ما هیچ کداممان خبر نداشتیم که چه بلایی بر سرمان آمده است.
وی افزود: زمانی که در دی ماه سال 89 مدیران شرکت دیدند که پدرم شرکت حمل و نقل بینالمللی دارد مدیرعامل الیت را از من گرفتند و من را به عنوان قائم مقام به شرکت ایمن ترابر فرستادند در آنجا هم من هیچ حقوقی نگرفتهام زیر قید کرده بودم که تنها در هفته میتوانم 2 تا 3 روز به شرکت مراجعه کنم.
قاضی از وی پرسید چگونه شما به آریا اعتماد کردید که دست چکهایتان را به او دادید متهم گفت: هر جوانی دوست دارد که رشد کند من هم میخواستم رشد کنم در حالی که نمیدانستم این گروه کار خلاف انجام میدهد. وقتی ما را به اهواز بردند کارخانهای را دیدیم که 300 هکتار وسعت داشت. من حتی بر اساس کارشناسیهای انجام شده یک نقطه هم روی کاغذ برای این شرکت نگذاشتم چه برسد به اینکه سندی را امضا کنم.
وی گفت: من گشایش اعتبار نکردم و مقصر نیستم، من تا امروز هم نمیدانستم که 76 میلیارد حجم گشایش اعتبارات اسنادی بوده است.
متهم در بخش انتهایی دفاعیات خود از نماینده دادستان تشکر کرد که باعث شده وی از زندان آزاد شده و به سر خانه و زندگیاش برگردد در این لحظه قاضی پرونده گفت آقای فراهانی خیر است و کار خیر انجام میدهد.
در بخش دیگری از رسیدگی به اتهامات آقای «ب - د» فراهانی نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و نکاتی را درباره پرونده به زبان آورد.
وی گفت: اینکه برخی از متهمان میگویند انتخاب حتی اسم شرکت الیت برای دور زدن تحریمها بوده است،ادعایی واهی است . خارجیهایی که به اسم الیت توجهی نمیکنند آنها میروند ببینند این شرکت در کجا تأسیس شده آنها تخصصی بررسی میکنند.
فراهانی خطاب به متهم گفت اگر همین امروز برادر شما یک برگ چک سفید امضا از شما بخواهید حداقل 6 بار از او میپرسید برای چه این پول را نیاز دارید حال چگونه است که شما کلی دست چک را به مدیران گروه دادهاید بدون آنکه از آنها درباره سرنوشت آنها حرفی بزنید.
فراهانی ادامه داد: برای من هنوز هم جای سؤال است که چرا شما از جاعلان امضایتان بر روی چکها شکایت نمیکنید مگر نه اینکه شما از آنها متضرر شدهاید که البته دلیل این سؤال هم مشخص است زیرا شما به ادعای برخی از متهمان با علم و آگاهی این کار را انجام دادهاید.
فراهانی تصریح کرد: هنوز هم علاقه شدید شما به خسروی ادامه دارد و من مطمئن هستم که اگر امروز هم شما آزاد شوید باز هم کار جدیدی را با یکدیگر شروع میکنید.
فراهانی در پایان از دادگاه خواست تا شرایط یکسری مراجعه حضوری میان متهمان را فراهم کنید تا بدین ترتیب برخی از مسائل مشخص شود.
در انتها وکیل متهم در جایگاه حاضر شد تا از موکلش دفاع کند و در ابتدای دفاعیاتش آگاهی موکلش از وقوع جرائم را انکار کرده و گفت: موکلم تنها یک ترخیص کار بوده که به واسطه دوستی با آقای «ب -ب » به این گروه معرفی شده است و متأسفانه امروز کل خانوادهاش زیر سایه این پرونده گرفتار شدهاند.
وکیل متهم تصریح کرد: موکل من ابتدا به ساکن عنوان کرد که هیچ امضایی برای این شرکت انجام نداده و همین امر نشان دهنده وقوع جعل است اما متأسفانه گویا به دلیل ضیق وقت در دادستانی به این موضوع پرداخته نشد.
وکیل در بخش دیگری از دفاعیات خود گفت: در شرکتهایی که به صورت هلدینگ کار میکنند طبیعی است که یکسری شرکت کوچک برای انجام برخی از کارها ثبت شود و متأسفانه موکل من نیز مدیرعامل بیاختیار یکی از این شرکتها بوده است و از آن هیچ اطلاعی نداشته است.
قاضی خطاب به وی گفت: به نظر شما هیئت مدیره مسئول است یا خیر، وکیل گفت: اگر از باب قانون تجارت بحث کنیم قطعا موکلم مقصر است ولی شما که میدانید این شرکت وابسته به گروه آریا بوده و موکل من هم به عنوان پازل در این مجموعه کاری که به او دستور داده بودند را انجام داده است.
در انتهای این جلسه متهم بار دیگر برای آخرین دفاع در جایگاه قرار گرفت و گفت: آقای قاضی زمانی که ما به اهواز رفتیم امام جمعه اهواز و استاندار اهواز برای بازدید و استقبال به گروه ملی فولاد آمده بودند همه اینها باعث شده بود هیچ جای شکی برای ما نماند که امیرمنصور آریا در مسیر نظام حرکت میکند و کارهایش درست است اما امروز مشخص شده که نیت وی چه بوده است.
قاضی از وی پرسید برای آخرین بار آیا اتهامات را قبول دارید که وکیل متهم گفت: موکل من هیچ یک از اتهامات را انجام نداده است و خواستار برائت وی هستم.
قاضی خطاب به وکیل گفت: 76 میلیارد پول توسط شرکت از بانک خارج شده باز هم میگویید هیچ اتفاقی نیفتاده است موکل در این زمان سکوت کرد و به این ترتیب آخرین دفاعیات این متهم نیز اخذ شد.
واردات100 هزار تنی خسروی در ماه / فولاد خوزستان 820میلیارد تومان خرید کرد و740 میلیارد تومان پول داد
در ادامه جلسه دهم دادگاه رسیدگی به پرونده بزرگ فساد مالی رسیدگی به اتهامات رئیس هیئت مدیره شرکت میلاد حدید پارسیان در دستور کار قرار گرفت که نماینده دادستان گفت: «م.ک» که با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد است، به شرکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و شرکت در پولشویی عواید حاصل از جرم متهم است.
در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه هیچ یک از اتهامات را قبول ندارد، گفت: نقل قولی از یکی از متهمان پرونده به نام «الف.ش» نسبت به من شده مبنی بر اینکه من از ماجرا باخبر بودم درحالی که این فرد یکی از افرادی است که باید در جایگاه نخست متهمان قرار گیرد.
وی ادامه داد: من 15 ماه عضو هیئت مدیره گروه ملی بودم و در آنجا فعالیت میکردم اما بعد از دستگیری مهآفرید تمام سیدیهای مالی را از بین بردند.
متهم با بیان اینکه در زمان دستگیری خسروی خارج از کشور بودم، گفت: بعد از بازگشت به شرکت مهآفرید رفتم و از خزانهدار وی خواستم پرینتی از خریدها، پرداختها و دریافتهای مالی من ارائه کند، اما او گفت: آقای «ب.ب» تمام سیدیها را با خود برده است.
رئیس هیئت مدیره میلاد حدید پارسیان با بیان اینکه 6 خرداد سال 87 توسط یک کلاهبردار به نام اسلامیان با خسروی آشنا شدم، گفت: خسروی در آن زمان بضاعت مالی خوبی نداشت و حتی از من پول قرض میگرفت که تمام مستندات آن موجود است. سال 88 وقتی میخواست گروه ملی را بخرد از من خواست 5 میلیارد تومان آن را پرداخت کنم.
وی افزود: طی 15 ماه فقط یک بار جلسه مجمع برگزار شد و حتی یک بار صورتجلسه و مصوبات را ساعت 11و نیم شب با تاکسی به منزل من فرستادند تا امضا کنم.
متهم با بیان اینکه حدود 2 هفته پیش متوجه شدم که امضای من را در بانک ملی جعل و تسهیلاتی به مبلغ 98 میلیارد تومان دریافت کردند، گفت: به مدیر بانک گفتم چرا بدون اطلاع هیئت مدیره این کار را کردید که در جواب گفت: این رقم عرف بود و هیئت مدیره را هم خبر نکردیم.
وی افزود: این افراد به قدری ناشی بودند که 5 ماه بعد از خروج من از گروه ملی باز امضایم را جعل میکردند. در بانک مسکن هم حدود 115 میلیارد تومان با جعل امضای من پول گرفتند.
وی با تاکید بر اینکه بارنامهها و قراردادها را در اختیار دارم، گفت: در زمان گشایش ال سیها در چین بودم و نه سیاهه و نه نامه بانک را امضا کردم.
متهم گفت: درخواست دارم بسیاری از متهمان با هم مواجهه شوند. آقای «الف.ش» میگفت، شرکتهای تحت هلدینگ باید با واسطه معامله کنند. بر اساس خریدهای قبل پیشفاکتور گرفته و فاکتور برای گروه ملی صادر کردیم وگرنه موضوع صوری بودن معاملات در میان نبود.
متهم ادامه داد: هیچ اطلاعی از کلاهی که قرار بود مهآفرین سر ما بگذرد نداشتیم. شما بروید ببینید چه کسی استارت ال سیها را زده است. فولاد خوزستان که یک مجموعه دولتی بود استارت این کار را زد.آنها 820 میلیارد تومان خرید کردند اما 740 میلیارد تومان پول دادهاند. باید دید استارت این کار که به دهن خسروی شیرین آمد را چه کسی زده است.
متهم در ادامه دفاعیات خود درباره جعل امضای خودش گفت: کجای دنیا ممکن است به حساب من 10 میلیارد واریز شود اما خودشان با جعل امضای من پول را برداشت کنند.
وی با بیان اینکه به خاطر این اتفاقات تعدادی از نیروهای خود را تعدیل کرده و بخشی از داراییم را برای تامین وثیقه گذاشتهام گفت:از شما میخواهم سرمایه ما را به ما برگردانید تا بتوانیم چرخه تولید ملی را ادامه دهیم.
متهم با بیان اینکه من اولین کسی بودم که لیست اموال غیر منقول گروه آریا را به دادستان کل کشور ارائه دادم، گفت:درباره خط اعتباری یک میلیارد دلاری برای واردات شمش باید بگویم یک روز که پیش خسروی رفته بودم بسیار خوشحال بود و وقتی از او درباره علتش پرسیدند گفت: وزارت بازرگانی خط یک و 2 میلیارد دلاری واردات شمش را در اختیار من قرار داده است.
متهم افزود: به خسروی گفتم آیا خط قرمزها را برای خودت مشخص کردهای که در جواب گفت: من با آنها که باید هماهنگ هستم.
خسروی همچنین از پروژه دو طبقه کردن جاده رامسر به من گفت و وقتی از آن درباره اعتبارش پرسیدم گفت:اعتبارش حدود 2 هزار و 200 میلیارد تومان است که قرار است فولاد خوزستان را به ما بدهند.
وی افزود: خسروی همیشه دوست داشت فرد شماره یک باشد و میگفت، بقیه باید به دنبال من بدوند او با ایمیدرو ویکی از وزارتخانهها ارتباط داشت و حتی در مورد یکی از مشکلاتش ظرف 24 ساعت نامهای را از یک نهادی را که نامش را نمیبرم، تهیه کرد.
خسروي گفت: خسروی طی یک سال تعیینکننده قیمت فولاد و ورق و میلگرد بود و اگر وارداتش را در نظر بگیریم حدود 100 هزار تن در ماه واردات داشت.
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
یکشنبه 17 اردیبهشت1391
تخلفات دولت در اجرای طرح تحول اقتصادي


رئيس كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي اهم موارد تخلف دولت از قانون هدفمند كردن يارانهها را طي گزارشي به علي لاريجاني اعلام كرد.
متن گزارش به شرح زير است:
جناب آقاي لاريجاني، رياست مجلس شوراي اسلامي
سلام عليكم
با احترام، از پينوشت نائب رئيس محترم مجلس مبني بر تقاضاي اعمال ماده 233 آييننامه داخلي از سوي 18 نفر از نمايندگان به تاريخ 26/7/1390 گزارش كميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي در مورد اهم موارد عدم رعايت احكام قانوني مواد 7، 8 و 11 قانون هدفمند كردن يارانهها، ماده واحده قانون دريافت و پرداختهاي دولت در ماههاي فروردين و ارديبهشت سال 1390 كل كشور و قانون بودجه سال 1390 كل كشور انجام شده توسط دولت و سازمان هدفمندسازي يارانهها از آغاز اجراي قانون مورخ 28/9/1389 تا پايان سال 1390 به شرح زير تقديم ميشود.
1.در سه ماهه پاياني سال 1389 (سه ماهه اول اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها) در مرحله اول مبلغ 50 هزار ميليارد ريال (طي دو فقره مبالغ 29 هزار ميليارد ريال و 21 هزار ميليارد ريال) بنا به درخواست وزير امور اقتصادي و دارايي در اجراي ماده 13 قانون هدفمند كردن يارانهها از بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تنخواه دريافت شد با توجه به اينكه طبق گزارش كتبي خزانه اين تنخواه ماهيت تنخواه خزانه نداشته و از منابع بانك مركزي استفاده شده است، دريافت اين وجه استقراض تلقي ميشود كه مغاير بند ب ماده 2 قانون برنامه چهارم است.
شايان ذكر است، ماده 13 قانون هدفمندسازي يارانهها حكم ميكند كه تنخواه مجزا براي اجراي اين قانون در بودجه سنواتي منظور شود و از محل حاصل از اجراي اين قانون در طول سال مستهلك شود حال آنكه نه در قانون بودجه تنخواه ويژه در نظر گرفته شده و نه آنكه از بانك مركزي به اين منظور دريافت شده در پايان سال مستهلك شده است.
2.در مرحله دوم خزانهداري كل مبلغ 40 هزار ميليارد ريال ديگر بابت تنخواه از بانك مركزي دريافت كرد كه اين مبلغ در صورتهاي مالي سازمان هدفمندسازي يارانهها به عنوان بدهي به بانك مركزي ثبت شد با توجه به تسويه حسابهاي انجام شده فيمابين بانك مركزي و خزانهداري كل كشور در سال 1390 مشخص شد بانك مركزي مبلغ 10 هزار ميليارد ريالي كه از محل واريزي درآمد شركتها به حساب 77/142 خزانه بابت تسويه حساب،برداشت كرده و به جاي واريز برداشت از حساب ريالي نفت خام صادراتي بابت تسويه بخشي از 50 هزار ميليارد ريال استفاده كرده است همچنين بانك مركزي طي دو مرحله مجموعا مبلغ 2 ميليارد و 959 ميليون و 510 هزار و 43 و 59 صدم دلار برابر 30 هزار ميليارد ريال از محل ارز حاصل از صادرات نفت خام در سال 1389 (در بهمن ماه مبلغ يك ميليارد 466 ميليون و 940 هزار و 69 و 70 و يك صدم دلار) و در اسفند ماه مبلغ يك ميليارد 492 ميليون و 569 هزار و 433 و 88 صدم دلار (1492569433.88) براي تسويه تنخواه برداشت كرده است لذا برداشت اين وجوه مغاير با روش تعيين شده در جز (د) بند 4 قانون بودجه سال 1389 كل كشور دريافت از حسابهاي ارزي و ريالي حاصل از صادرات نفت خام به مصرف رسيده است هر چند طي تسويه حسابهاي انجام شده بين بانك مركزي و خزانهداري كل كشور در پايان سال 1389 بانك مركزي براي تسويه رديفهاي درآمدي خزانه بابت صادرات نفت خام از منابع خود 35 هزار ميليارد ريال وجوه برداشتي را تسويه كرده است.
شايان ذكر است، در صورتهاي مالي سازمان هدفمندسازي يارانهها، مجموعا 80 هزار ميليارد ريال همچنان به عنوان بدهي به خزانه ثبت بوده و تا پايان سال 1389 اين تنخواه مغاير با ماده 13 قانون هدفمندسازي يارانهها مستهلك نگرديده است و تا 29 /12/1390 در مجموع 19 هزار ميليارد ريال از اين تنخواه از محل وجوه حاصل از افزايش قيمتها تسويه شده است.
3.در سه ماهه پاياني سال 1389 (سه ماهه اول اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها) از مجموع 115 هزار ميليارد ريال منابع حاصل از اجراي اين قانون طبق ماده 7 قانون هدفمند كردن يارانهها حداكثر تا 50 درصد از خالص وجوه حاصل از اجراي اين قانون بايد در قالب بندهاي ماده مذكور هزينه ميشد اما آن سازمان تا پايان سال 89 مبلغ يك ميليون و 114 هزار و 953 ميليارد و 129ميليون و 20 هزار ريال شامل مبلغ 114 هزار و 3 ميليارد و 129 ميليون و 120 هزار ريال يارانه نقدي به سرپرست خانوارها و مبلغ 950 ميليارد ريال بابت پرداخت سهم 50 درصدي بيمه رانندگان ناوگان حمل و نقل عمومي پرداخت شده در صورتي كه طبق قانون تنها امكان پرداخت 50 درصد از مبلغ 115 هزار ميليارد ريال يعني 57 هزار و 500 ميليارد را داشته بنابراين پس از كسر سهم فروردين ماه 1390 به مبلغ 28 هزار و 643 ميليارد و 509 ميليون و 465 هزار ريال سازمان مبلغ 28 هزار و 865 ميليارد و 490 ميليون و 535 هزار ريال بيشتر از درصد تعيين شده توسط قانونگذار جهت اجراي اين ماده هزينه كرده است.
شايان ذكر است، طبق ماده 14 قانون هدفمند كردن يارانهها جابهجايي اعتبارات موضوع اين قانون در موارد 7، 8 و 11 حداكثر 10 واحد درصد در بودجه سنواتي مجاز است، به طوري كه كل وجوه حاصل از موارد پيشبيني شده در اين قانون مصرف شود.
4.در سه ماهه پاياني سال 1389 سه ماهه اول اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها، طبق ماده 8 قانون هدفمند كردن يارانهها دولت مكلف بوده 30 درصد خالص وجوه حاصل از اجراي اين قانون را براي پرداخت كمكهاي بلاعوض يا يارانه سود تسهيلات و يا وجوه اداره شده براي اجراي موارد آمده در اين ماده، هزينه كند اما آن سازمان تا پايان سال 1389 از وجوه حاصله به ميزان 115 هزار ميليارد ريال، 30 درصد موضوع ماده قانوني فوقالذكر را به مبلغ 304 هزار و 500 ميليارد ريال تخصيص نداده است.
5.تا پايان سال 1390، 20 هزار ميليارد ريال از رديف 520000-23 قانون بودجه سال 1389 و 38 هزار ميليارد ريال از رديف 520000- 19 بابت يارانه برق و سوخت نيروگاهها، 17 هزار ميليارد ريال از محل رديف 520000-3 يارانه كالاهاي اساسي و 6 هزار ميليارد ريال از ساير رديفهاي متفرقه به استنثاي رديف 520000-1 يارانه نقدي نان جمعا 81 هزار ميليارد ريال بابت پرداخت يارانه نقدي به سرپرست خانوارها پرداخت شد كه اين امر مغاير جز ج ماده 4 قانون بودجه سال 1389 ماده 7 قانون محاسبات عمومي و بند و ماده 224 قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوري اسلامي ايران است.
6.طبق اعلام سازمان هدفمندسازي يارانهها طي سه ماهه اول اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها در اجراي ماده 8 اين قانون 19 هزار و 600ميليارد ريال منابع در اختيار بخشهاي مختلف توليدي و خدماتي موضوع اين ماده قرار داده شده است اما اين وجوه از محل منابع ماده 12 قانون تشكيل سازمان مديريت بحران كشور موضوع جز ب بند 9 قانون بودجه سال 1389 كل كشور و فروش مجتمع فولاد هرمزگان تامين شده است. استفاده از منابع ماده 12 قانون تشكيل سازمان مديريت بحران كشور موضوع جز ب بند 9 بودجه سال 1389 كل كشور به منظور كمك به تامين هزينههاي ناشي از هدفمندسازي يارانهها به استناد نامه شماره 31329 ه ب مورخ 17/5/1390 رئيس مجلس شوراي اسلامي مغاير قانون شناخته شده و ملغيالاثر شده و استفاده از منابع فروش مجتمع فولاد هرمزگان در جهت كمك به تامين هزينههاي ناشي از هدفمندسازي يارانهها موضوع مصوبه 299725 مورخ 27/12/1389 هيئت وزيران به سبب اينكه بايد به استناد جز الف – 2 بند 8 ماده قانون بودجه سال 1389 كل كشور براي تكميل طرحهاي تملك داراييهاي سرمايهاي نيمه تمام به مصرف ميرسيد به استناد نامه شماره 51094 ه ب مورخ 15/8/1390 رئيس مجلس شوراي اسلامي مغاير قانون شناخته شده و ملغيالاثر شده است. ضمنا به علت عدم انجام تكاليف قانوني در اجراي ماده 233 آييننامه داخلي مجلس شوراي اسلامي به قوه قضائيه ارسال شده است.
طبق اعلام سازمان هدفمندسازي يارانهها طي 9 ماهه اول اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها در اجراي ماده 8 اين قانون مبلغ 600 هزار و 804 ميليارد ريال بابت مابهالتفاوت ارزش حاملهاي انرژي به بخشهاي مختلف توليدي و خدماتي يارانهها اختصاص يافته است. اما با عنايت به صراحت ماده 8 قانون هدفمند كردن يارانهها دولت مكلف است درصدي از خالص وجوه حاصل از اجراي قانون را براي پرداخت كمكهاي بلاعوض يا يارانه سود تسهيلات و يا وجوه اداره شده براي حمايت ازبخشهاي توليدي و خدماتي هزينه كند. لذا احتساب مابهالتفاوت حاملهاي انرژي تحت عنوان يارانه موضوع ماده 8 قانون هدفمند كردن يارانهها مغاير نظر مقنن است.
8.با عنايت به ماده واحده قانون دريافت و پرداختهاي دولت در ماههاي فروردين و ارديبهشت سال 1390 مصوب 25/12/1389 مجلس شوراي اسلامي، دولت مجاز بوده در اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها براي سه ماهه سال 1390 معادل سه ماهه پاياني سال 1389 عمل كند. لذا تغيير سهم يارانه نقدي پرداختي به سرپرستان خانوارها براي هر نفر در ارديبهشت و خرداد ماه 1390 از 445 هزار ريال در ماه به 455 هزار ريال با اضافه پرداختي به ميزان يك هزار و 469 ميليارد ريال تا پايان خردادماه مغاير قانون فوقالذكر بوده است.
9. از تاريخ 1/2/1390 تا 29/12/1390 از بابت 20 درصد تعيين شده جهت بخش توليد موضوع جز الف 3 بند 46 قانون بودجه سال 1390 كل كشور بايد مبلغ 79 هزار و 319 ميليارد ريال از محل منابع حاصل از اجراي اين قانون به توليد اختصاص مييافت كه اقدامي صورت نگرفته است.
10. از تاريخ 1/2/1390 تا 29/12/1390 مرحله سوم تا سيزدهم پرداخت يارانه نقدي خانوارها 910/54 ميليارد ريال اضافه پرداختي بابت يارانه نقدي به سرپرستان خانوار بيش از 80 درصد مغاير جز الف بند 46 ماده واحده قانون بودجه سال 1390 كل كشور است.
11.واريز وجه عرضه داخلي نفت خام، ميعانات گازي و مشتقات آن كه به عنوان خوراك در اختيار پتروشيميها قرار ميگيرد به حساب هدفمندسازي يارانهها مغاير جز ه بند يك قانون بودجه سال 1390 كل كشور است.
طبق مصوبه سال 1389 هيئت وزيران و بند 47 قانون بودجه سال 1390 كليه شركتهاي دولتي ارائه دهنده كالا و خدمات موظفند درآمدهاي خود را به حسابهاي خزانه واريز يا طبق احكام و مقررات قانوني بين ذينفعان تقسيم شود به علت اينكه درآمدهاي شركتهاي ارائه كننده خدمات و كالا موضوع قانون هدفمندكردن يارانهها در زمان تحقيق ثبت شده نه در زمان وصول (كتابداري تعهدي) لذا با توجه به اينكه توافقات بر مباني پيشبيني درآمدهاي تحقق يافته بوده خزانهداري كل بدون عنايت به اين كه وصول درآمدها متناسب با تحقق درآمدها نبوده سهم خود را از واريز نقدي بر اساس ميزان تحقق درآمدهاي شركتهاي مذكور برداشته كرده كه اين سبب شده حتي طي يك دوره بيست روزه اين شركتها هيچ گونه وجهي از خزانه دريافت نكنند.
لذا اين موضوع علاوه بر عدم امكان سرمايهگذاري جديد فعاليت جاري شركتها را نيز با اخلال مواجه كرده است در حال حاضر اين روش پرداخت سبب شده ميزان دريافتي شركتهاي حوزه برق و گاز حتي كمتر از ميزان دريافتيهاي آنها قبل از اجراي هدفمند كردن يارانهها باشد.
12.جمع كل منابع از تاريخ 28/9/1389 كه لغايت 29/12/1390 بالغ بر 511 هزار و 596 ميليارد ريال و كل مصارف 507 هزار و 140 ميليارد ريال است با عنايت به وضعيت منابع و مصارف اجراي قانون هدفمند كردن يارانهها طي دوره 15 ماهه اجراي قانون تنها 47.9 از منابع از محل افزايش قيمت حاملهاي انرژي و كالاها و خدمات بوده و 52.1 درصد ديگر شامل 22.7 درصد از محل بودجه عمومي دولت، 11 درصد به طور مستقيم از محل نفت خام و ميعانات گازي، 17.6 درصد از محل منابع بانك مركزي، 0.8 درصد نيز ساير منابع بوده است.
13.در تاريخ 28/12/1390 مبلغ 280 هزار ريال سرانه رايانه نقدي جديد به حساب اكثر متقاضيان يارانه واريز شده كه بر اساس گزارش رئيس سازمان هدفمندسازي يارانهها از منابع قانون بودجه 1390 به عنوان يارانه مرحله دوم اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها به حساب خانوارها واريز شده و امكان برداشت آن فعلا وجود ندارد حال آنكه بر اساس جز الف 2 بند 46 قانون بودجه سهم خانوار و دولت موضوع مواد 7 و 11 قانون هدفمندسازي يارانهها 400 هزار ميليارد ريال بوده و طي 12 ماه سال 1390 بر اساس جدول ارائه شده از منابع و مصارف هدفمندسازي يارانهها از سوي دولت، مبلغ 392 هزار و 325 ميليارد ريال (نزديك به سقف سهم تعيين شده در بودجه 1390) به خانوارها پرداخت شده است و امكان قانوني افزايش يارانه نقدي وجود نداشته است بلكه با توجه به درآمد گزارش شده در اين گزارش افزون بر سهم 80 درصد تعيين شده در قانون بودجه 1390 براي خانوارها بوده است و در نتيجه براي 20 درصد سهم بخشهاي توليد امكان پرداخت فراهم نشده است.
غلامرضا مصباحي مقدم، رئيس كميسيون ويژه بررسي طرح تحول اقتصادي
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
دوشنبه 11 اردیبهشت1391
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
شنبه 2 اردیبهشت1391
السلام علی الفاطمه الزهرا
با سلام خدمت دوستان عزیز
این حقیر بمناسبت ایام فاطمیه نشریه ای درخصوص شبهات فاطمیه آماده نموده و جهت استفاده دوستان عزیز بر روی وبلاگ قرار داده ام.
یا علی
درود بر مولا سید علی

جهت دانلود قبل از کلیک بر روی لینک های زیر بفرستید صلواتی بر بی بی فاطمه معصومه(س) که زهرای ثانی ست.
فایل اول
فایل دوم
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
جمعه 25 فروردین1391
|
نمایشگاه آستان خورشید
(46 تابلو پیرامون ولایت فقیه و شبهات وارده) |
|
|
|
آستان خورشید نام نمایشگاهی است که در طی 46 تابلو می کوشدتحت عنوان پرسش های بی پرده و پاسخ های صریح به موضوع و لایت فقیه و شبهات وارده از منظر حضرت امام خمینی(ره)،ٰمقام معظم رهبری وسایر علمای اعلام بپردازد.این مجموعه کاریست از سایت فتیان که جهت استفاده شما سروران قرار داده ایم.
یاعلی
درود بر مولای غریبمان سید علی


دانلود 46 تابلوی نمایشگاه آستان خورشید بصورت فشرده و با اندازه 14.62مگابایت
| |
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
سه شنبه 22 فروردین1391
چه خوش صید دلم کردی
بنازم چشم مستت را
امیرسپهبد علی صیاد شیرازی پس از سالها مجاهدت در کردستان و رزم دلاورانه و فداکاری در غرب و جنوب کشور در دوران ۸ سال دفاع مقدس و فرماندهی نیروی زمینی ارتش و مسئولیت های بعدی و خدمت صادقانه و پرتلاش در سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سرانجام در بیست و یکم فروردین سال ۱۳۷۸ به دست منافقان کوردل که امروز مورد حمایت استکبار جهانی آمریکای جنایتکار هستند، ترور شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

به بهانه فرا رسیدن هفتمین سالگرد عروجش مروری کوتاه می کنیم بر زندگی سراسرمجاهدت و ایثار سرلشگر صیاد شیرازی:
از کودکی تا دانشکده افسری
در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. بعد از یک سال به همراه خانواده خود در مشهد و سپس از آنجا در شهرهای مازندران اقامت گزید و سرانجام در سال ۱۳۴۲ به اخذ دیپلم رشته ریاضی از دبیرستان امیرکبیر تهران موفق گردید. در سال ۱۳۴۳ وارد دانشکده افسری شد و در سال ۱۳۴۶ از آن دانشکده فارغ التحصیل شد. او در طول دوره دانشکده افسری به جدیت در درس و پایبندی به مذهب شهرت داشت.
وضعیت خدمتی تا پیروزی انقلاب اسلامی
پس از یک سال طی دوره مقدماتی رسته توپخانه، به ترتیب در لشکر تبریز و لشکر کرمانشاه خدمت کرد و در سال ۱۳۵۱ برای گذراندن یک دوره تخصصی توپخانه تحت عنوان دوره هواسنجی بالستیک توپخانه به آمریکا اعزام شد و در این دوره امتیاز نخست را کسب کرد.
وی در طول این دوره همچون یک مبلغ مذهبی در جلسات بحث و مناظره آمریکایی ها شرکت نموده و آنان را به اسلام دعوت می کرد. پس از بازگشت از آمریکا به عنوان استاد به مرکز آموزش توپخانه اصفهان منتقل شد.
در طول پنج سالی که در متن مردم متعهد و انقلابی این دیار قرار گرفت خود را برای ورود به فضای نورانی انقلاب اسلامی آماده می کرد. او چند روز قبل از ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ بازداشت و با پیروزی انقلاب اسلامی آزاد و با درجه سروانی به دنیای نورانی خدمت در ارتش اسلامی وارد شد.
ورود به کردستان
با آغاز توطئه سنگین ضد انقلاب در کردستان، در معیت سردار سلحشور اسلام، شهید دکتر مصطفی چمران، وارد کردستان شد و سپس در مقام فرمانده عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران به آزادسازی و پاکسازی شهرهایی همچون سنندج، دیواندره، مریوان، سقز، بانه و سردشت همت گماشت. او سرانجام با تشکیل قرارگاه عملیاتی شمال غرب کشور و با در اختیار گرفتن نیروهایی از ارتش و سپاه و ژاندارمری، در شهریورماه ۱۳۶۰ به آزادسازی و پاکسازی دو شهر اشنویه و بوکان پرداخت.
در مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش
یک سال پس از شروع جنگ تحمیلی، در نهم مهرماه ۱۳۶۰ با فرمان امام خمینی (ره) در سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در میدانهای نبرد حضور یافت و در طول پنج سال انجام وظیفه در این مسئولیت خطیر، عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و ده ها نبرد دیگر را فرماندهی و هدایت کرد .
صیاد لایق آن بود که حضرت امام خمینی (ره)، در مورد او، این گونه توصیف کند: با تقدیر از زحمتهای طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیاد شیرازی که با تعهد کامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد موفق به ادامه خدمتهای ارزنده خود باشد، …
از مرداد ماه سال ۶۵ تا شهادت
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی پس از مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش، بدون وقفه، بنابر فرمان امام راحل (ره) به نمایندگی معظم له در شورای عالی دفاع منصوب شد که تا پایان جنگ ادامه یافت. او در سال ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد شرکت و با روحیه ای بسیجی ضربات محکمی را بر پیکر مزدوران منافق وارد کرد. پس از پایان جنگ تحمیلی با فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهی کل قوا به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و سپس با تصویب معظم له و با حفظ سمت قبلی، به جانشینی رئیس ستاد کل منصوب شد.
سرانجام امیر سرافراز ارتش اسلام، پس از جانفشانی هایی که در صحنه های نبرد حق علیه باطل از خود ابراز نمود، در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ توسط منافقین کوردل شهید شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. خداوند با مولایش حضرت ابی عبدالله الحسین محشور گرداند و جایگاهی در منزلگاه شهدا و منزلتی هم شان با سعدا عطایش فرماید.
فرازهایی از پیام مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا به مناسبت شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی (۷۸/۱/۲۱)
- امیرسرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامی مومن و پارسا و پرهیزگار، سپهبد علی صیاد شیرازی، امروز به دست منافقین مجرم و روسیاه به شهادت رسید.
- او مانند دیگر مردان حق از روزی که قدم در راه انقلاب نهاد همواره سر و جان خود را برای نثار در راه خدا بر روی دست داشت.
- سرزمین های داغ خوزستان و گردنه های برافراشته کردستان سالها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتی او حفظ کرده است.
بخشی از پیام امام خمینی (ره) به مناسبت پیروزی عملیات فتح المبین (کربلای۲ ) : اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است می بوسم و به این بوسه افتخار می کنم.
در این رابطه:
پيام تسليت به مناسبت شهادت سپهبد على صياد شيرازى
صوت / خاطره رهبر انقلاب از شهید صیاد شیرازی
گزيده بيانات رهبر انقلاب پيرامون شهادت سپهبد علی صياد شيرازی
از همسر ایشان نقل است که وی همیشه در دعای قنوت این دعا را می خواند:
الهم احفظ قائدنا الخامنه ای
شادی روح ایشان بفرستید سلام و صلواتی بر فاطمه زهرا

|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
جمعه 18 فروردین1391


افاضلات جدید رهبر سایه های فتنه
آقاي هاشمي حاضريد كه... ؟ !
اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال 1390 و در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي با ايشان مطرح شده و ديروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و بسياري از رسانه هاي خارجي داشت. درباره اظهارات اخير رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين مختصر به واكاوي يكي از اصلي ترين آنها كه وارونه نمايي آشكار است و عجيب تر نيز به نظر مي رسد بسنده مي كنيم و باقي به بعد مي گذاريم.
آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمتشان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اين كه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حياتتان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي است كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسايل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنياست. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»! درباره اين بخش از اظهارات ايشان بايد گفت؛
1- انصاف آن بود كه آقاي رفسنجاني در نقل ماجراي نامه خويش به پاسخ امام راحل (ره) نيز اشاره مي كرد. چرا كه اولاً؛ مذاكره و رابطه با آمريكا يكي از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود كه بارها بر آن تأكيد ورزيده و علت اجتناب از مذاكره و رابطه با آمريكا را نيز به وضوح بيان كرده بودند و ثانياً؛ حضرت امام(ره) به گواهي بينش و منش و آنچه از مواضع و بيانات ايشان در دسترس همگان است، هيچ ابهامي را بي پاسخ نمي گذاشتند مخصوصاً آن كه اين ابهام درباره يكي از اصلي ترين خطوط قرمز تأكيد شده از جانب حضرت ايشان بوده و از سوي كسي مطرح شده باشد كه مسئوليت مهم و حساسي- رئيس مجلس، قائم مقام فرماندهي كل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراين كمترين ترديدي نيست كه امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقاي هاشمي رفسنجاني را بي پاسخ نگذاشته اند و سؤال اين است كه چرا آقاي رفسنجاني از پاسخ آن بزرگوار كه به يقين و مانند هميشه، مستدل و منطقي بوده است طفره رفته و به آن اشاره اي نكرده است؟! آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده اند؟!
2- آقاي هاشمي رفسنجاني به اين بخش از تاريخ آن روزها نيز اشاره نكرده اند كه در اوايل سال 1369 در حالي كه هنوز يكسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقاي «جيمز بيكر» وزير خارجه وقت آمريكا طي سخناني - 30 فروردين/19 آوريل 1990- اعلام كرد كه آمريكا آماده مذاكره مستقيم با ايران است و 7 روز بعد - 6 ارديبهشت ماه/25 آوريل - آقاي عطاءالله مهاجراني معاون پارلماني آقاي رفسنجاني- رئيس جمهور وقت- در مقاله اي با عنوان «مذاكره مستقيم» كه در صفحه 2 روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسيد، ايستادگي در برابر كاخ سفيد را «شعارگونه» ناميده و دقيقاً با همان استدلالي كه جناب هاشمي در اظهارات اخير خود مطرح كرده است خواستار مذاكره و رابطه با آمريكا مي شود و نكته در خور توجه آن كه در مقاله خود به گونه اي غيرمنتظره- شايد براي رد گم كردن- به اظهارات چند روز قبل «جيمز بيكر» اشاره كرده و اصرار مي ورزد كه مبادا كساني پيشنهاد ايشان را با پيشنهاد وزير خارجه آمريكا مرتبط دانسته و آن را «يك توطئه و يا فتنه» تلقي كنند. مقاله مهاجراني با توجه به مغايرت آن با ديدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهاي فراواني را در پي داشت. اما، آقاي مهاجراني كه امروزه پرده ها را كنار زده و آشكارا به انگليس پناهنده شده و با آيپك (لابي صهيونيست ها) و MI6 (بخش اطلاعات خارجي اينتلجنت سرويس انگليس) همكاري نزديك دارد، برنظر خود اصرار مي ورزد و نهايتاً؛ رهبر معظم انقلاب در يكي از سلسله بيانات خويش به اين ماجرا پايان مي دهند كه شرح آن خواهد آمد.
اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا جناب رفسنجاني به اين رخداد مهم و معروف تاريخي كمترين اشاره اي نكرده اند؟! شايد- فقط شايد- به اين علت كه اگر به رخداد ياد شده اشاره مي كردند چاره اي جز آن نداشتند كه نظرات مستدل مطرح شده از سوي رهبر معظم انقلاب را نيز مانند پاسخ حضرت امام(ره) ناديده بگيرند! كه در اين حالت، دو پرده پوشي پي درپي سؤال برانگيز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه اي روشن و مستدل بود كه اگر به آن اشاره مي كردند در هيچ يك از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جايي براي پيشنهاد مذاكره و رابطه با آمريكا باقي نمي ماند. نظر آن روز آقا كه نظر امروز ايشان و همان نظر ديروز حضرت امام(ره) است و از بلنداي دلسوزي حكيمانه براي مردم و صيانت از اسلام و منافع ملي مطرح شده است را در بند بعدي بخوانيد و خود درباره آن قضاوت كنيد.
3- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛
«و اما مسئله اي كه اين روزها در سطح جمعي از اهل فكر و اهل نظر در جريان است، مذاكره كردن و مذاكره نكردن است... من معتقدم، آن كساني كه فكر مي كنند ما بايد با رأس استكبار- يعني آمريكا- مذاكره كنيم، يا دچار ساده لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نكته را عرض كرده ام كه استكبار، بيش از اين كه نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي خورد. اصلاً استكبار، با تشر و ابهت و شكلك درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. مذاكره، يعني چه؟ صرف اين كه شما برويد با آمريكا بنشينيد حرف بزنيد و مذاكره كنيد، مشكلات حل مي شود؟ اين طوري كه نيست. مذاكره در عرف سياسي، يعني معامله، مذاكره با آمريكا، يعني معامله با آمريكا. معامله، يعني داد و ستد؛ يعني چيزي بگير، چيزي بده تو از انقلاب اسلامي، به آمريكا چه مي خواهي بدهي، تا چيزي از او بگيري؟ آن چيزي كه شما مي خواهيد به آمريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزي بگيريد، چيست؟ ما چه مي توانيم به آمريكا بدهيم؟ او از ما چه مي خواهد؟ آيا مي دانيد كه او چه مي خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان يومنوا بالله العزيز الحميد». والله كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبند بودن به اسلام ناب محمدي(ص) ناراحت نيست. او مي خواهد شما از اين پايبنديتان دست برداريد. او مي خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟»
اكنون بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد در پروژه پيشنهادي مذاكره و رابطه با آمريكا- و به قول حضرت آقا معامله با آمريكا!- چه «بهايي» را براي پرداخت در نظر گرفته ايد و در مقابل آن چه متاعي را از آمريكا انتظار داريد؟! آيا جز اين است كه آمريكا به اعتراف بارها اعلام كرده خود، بيشترين ضربه را از اسلام ناب محمدي(ص) كه ظلم ستيز و استقلال طلب است دريافت كرده است؟! و به هيچ چيز غير از بازگشت به دوران غارتگري گذشته در ايران نمي انديشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد كه به شاه و حسني مبارك و بن علي و علي عبدالله صالح داد!
4- آقاي هاشمي مي گويد «معناي مذاكره با آمريكا اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند، يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»!
ظاهراً جناب رفسنجاني فراموش كرده اند كه آمريكا، مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفين. چرا كه درگيري ما با آمريكا از ماهيت دو طرف ريشه مي گيرد و مادام كه ما در حاكميت بر اسلام ناب و ظلم ستيز تكيه داريم و آمريكا بر خوي استكباري خود تأكيد مي ورزد اين درگيري ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه مي يابد. يا ما- نستجيربالله- از اسلام در حاكميت دست بكشيم - يعني همان كه آقا اشاره فرمودند- و يا آمريكا خوي استكباري خود را رها كرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شيطان پايين بيايد». بنابراين، وقتي مسئله فيمابين با مذاكره قابل حل نيست بايد ديد آمريكا مذاكره را براي چه مي خواهد و چرا اينهمه برآن اصرار مي ورزد؟! پاسخ بسيار روشن و خالي از ابهام است، آمريكا مذاكره را براي ارائه به نهضت هاي اسلامي و مخصوصاً اين روزها براي ارائه به انقلاب هاي اسلامي منطقه مي خواهد و به محض آن كه با آمريكا پاي ميز مذاكره بنشينيم، اين نشست را فاكتور كرده و به همه ملت هاي مسلمان و انقلابي مي فروشد كه «اگر الگوي نهضت و حركت ضد استكباري و ضد استبدادي شما انقلاب اسلامي ايران است، ايران نيز در نهايت چاره اي جز كنار آمدن با آمريكا نداشته است»! و به قول قيصر «همه راهها به رم ختم مي شود». جناب هاشمي! اين نكته بديهي تر از آن است كه از نگاه حضرتعالي پنهان مانده باشد. شما كه اهل مطالعه و رصد اخبار هستيد به يقين گزارش هاي منتشر شده از سوي مراكز استراتژيست آمريكا طي چند سال اخير را ملاحظه كرده ايد و مثلاً از گزارش اخير «مركز تحقيقات كنگره آمريكا» باخبريد كه تأكيد مي كند «حضور ايران در پاي ميز مذاكره بي آن كه چيزي رد و بدل شده و امتيازي داده يا گرفته شود مي تواند تحولات اسلامي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا را، تحت تأثير قرار داده و نهايتاً متوقف كند».
5- آقاي هاشمي از آمريكا با عنوان «قدرت برتر دنيا»! ياد مي كند كه مخصوصاً با توجه به رخدادهاي چند سال اخير، چه در برخورد آمريكا با ايران و چه در برخورد با انقلاب هاي اسلامي منطقه، شكست در عراق و افغانستان و دهها نمونه ديگر از اين دست، تعجب آور است و فقط به عنوان يادآوري بايد گفت، همين چند ماه قبل - 13 دسامبر 2011/ آذرماه 90- نشست شوراي راهبردي آتلانتيك در واشنگتن با صراحت اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران، آمريكا را از بلنداي اقتدار 2001 به دره ضعف 2011 كشانده است و اينكه؛ تاريخ به نفع ايران در حال پيچيدن است و...
گفتني است مقايسه آمريكا با چين و روسيه و انگليس هم قياس مع الفارق است زيرا درگيري اصلي ايران اسلامي با آمريكا بوده و هست و ديگر كشورهاي مورد اشاره در اظهارات آقاي رفسنجاني نه سابقه اي قابل قياس با آمريكا در برخورد با ايران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاكره در پي رسيدن به اهدافي هستند كه آمريكا دنبال مي كند بنابراين رابطه و مذاكره با آنها مي تواند در چارچوب عزت و حكمت و مصلحت صورت پذيرد و چنانچه وارد فازي نظير آمريكا شوند- كه نمي توانند- به يقين با برخورد مشابهي از سوي ايران اسلامي روبرو خواهند شد.
6- و بالاخره، اگرچه در اين باره گفتني هاي فراوان ديگري نيز هست ولي وجيزه پيش روي را با اشاره به بخشي از اظهارات رابرت گيتس -وزير دفاع پيشين آمريكا- در كنگره خاتمه مي دهيم. گيتس در پاسخ به علت ناتواني دولت بوش در مقابله با ايران اسلامي مي گويد «مشكل بزرگ ما با ايران آن است كه به ما احتياجي ندارد تا امتيازي از ما بخواهد و كسي كه امتيازي از شما نخواهد، امتيازي هم به شما نخواهد داد.»
حسين شريعتمداري
آمام خمینی(ره) درباره رابطه با امریکا چه می گوید؟
شاه هم تکیه کرده بود بر امریکا و انگلیس و چین و اسرائیل و... لکن تکیهگاهی سست است
موضع قدیمی و تکراری جناب آقای هاشمیرفسنجانی در مورد ضرورت مذاکره با آمریکا در دیدار با مسئولان فصلنامه مطالعات بینالمللی بهانهای شد برای بازخوانی آراء معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود.
*صحیفه امام ج۶ ۱۸۰ گفتگو با یاسر عرفات
شاه هم تکیه کرده بود بر امریکا و انگلیس و چین و اسرائیل و همه اینها. لکن تکیهگاهها سست است. آن تکیه گاهى غیر سست و سنگین و مستحکم است که خدا باشد. خدا تکیه گاه است. و من به ایشان [یاسر عرفات] و به ملت خودم و به ملت ایشان این توصیه را مىکنم همیشه، به اینکه همیشه خدا را در نظر داشته باشند و نظر به این قدرتها نداشته باشند؛ اعتماد بر مادیات نکنند بلکه اعتماد بر معنویات بکنند. قدرت خدا فوق همه قدرتهاست. و لهذا ما دیدیم که ملتى که مستضعف بود و هیچ نداشت بر تمام قوا غلبه کرد، و ان شاء اللَّه مىکند. و ما از هیچ چیز نمىترسیم وقتى که با خدا باشیم؛ براى اینکه اگر کشته بشویم و با خدا باشیم سعادتمندیم و اگر بکشیم هم سعادتمندیم.
*صحیفه امام ج۶ ۴۹۳
شما الآن مىبینید که تمام این قوایى که بیرون رفتند و شکست خوردهاند، الآن در فعالیتند. امریکا به این زودى دست از ما برنمىدارد؛ انگلیس هم دست از ما برنمىدارد، شوروى هم دست برنمىدارد. اینها همه درصدد هستند که نقاط ضعف در ما پیدا بشود، از آن نقاط ضعف ما را بکوبند.
*صحیفه امام ج۱۲ ۳۴ مصاحبه با مجله«تایم»
احساسات ایرانیان علیه ملت امریکا نبوده، بلکه دولت امریکاست. ما سالها از بىعدالتى فریاد مىزدیم و از اختناق شکایت داشتیم. اما امریکا شاه را بر تخت نشاند یعنى در ۱۹۴۱ متفقین او را به جاى رضا خان که نوکر انگلیس بود نشاندند و دولت امریکا در برابر مخالفت مردم ایران پیوسته از او حمایت کرد. شاه همه منابع ما را غارت کرد، شرف ملى ما، سرمایههاى ما، استعدادهاى جوانان ما را بر باد داد، بدین ترتیب ایرانیان نمىتوانند نظر خوبى به دولت امریکا داشته باشند و اخیراً ملت ما به این نتیجه رسید که دولت کارتر، به اصطلاح سفارتخانه خود را به صورت پایگاهى براى جاسوسى و توطئه علیه ایران درآورده است. جاسوسان تحت عنوان مأموران سفارت فعالیت مىکردند و اکنون که ملت ما این حقیقت را دریافته، امریکا را دشمن شماره یک خود مىشناسد. به عقیده ما، ملت امریکا به خاطر رفتار دولتشان در ایران، به هیچ وجه قابل سرزنش نیستند.
اگر امریکا بخواهد از طریق دخالت نظامى یا محاصره اقتصادى و یا شیوههاى ارعاب، ما را از عدالت محروم کند، هر گز بحران حل نشده و در اندیشه مردم باقى خواهد ماند.
*صحیفه امام ج۱۳ ۶۸ سکوت پاپ و دنیاى مسیحیت در قبال ظلمها و جنایات
آیا شما مطلع هستید که ما پنجاه سال در تحت سلطه انگلیس و امریکا تمام هستىمان به باد رفت؟ شما توجه دارید به اینکه کشور ما در تحت سلطهاى که توسط رضا خان، انگلیسها به ما تحمیل کردند، و توسط محمد رضا که انگلیسها و امریکایىها و شوروىها به ما تحمیل کردند، اینها چه کردند با مملکت ما، با کشور ما؟ شما آیا داد مظلومها را هیچ وقت بنایتان هست که گوش کنید؟ یا همان فریاد ظالمها را به آن ترتیب اثر مىدهید؟
*صحیفه امام ج۱۳ ۲۱۴ پیام به مسلمین جهان و حجاج
بارها گفتهام که گروگانگیرى توسط دانشجویان مسلمان و مبارز و متعهد ما عکس العمل طبیعى صدماتى است که ملت ما از امریکا خورده است. و اینان فعلًا با بازپس دادن اموال شاه معدوم و لغو تمام ادعاهاى امریکا علیه ایران و ضمانت به عدم دخالت سیاسى و نظامى امریکا در ایران و آزاد گذاشتن تمامى سرمایههاى ما آزاد مىگردند؛ که البته این امر را محول به مجلس اسلامى نمودهام تا آنان به هر نحو که صلاح مىدانند عمل نمایند. با اینان در ایران به بهترین وجه رفتار شده است؛ ولى تبلیغات امریکا و اقمارش از هیچ دروغ و افترا و تهمتى در این مورد فرو گذار نکردند، در حالى که امریکا و انگلیس به فرزندان عزیز ما بدترین اهانتها و شکنجههاى روحى و جسمى را نمودند و هیچ مقام رسمى در مجامع بین المللى از این دوستان عزیز ما دفاع ننمود، و هیچ کس امریکا و انگلیس را در مقابل این رفتار وحشیانه محکوم نکرد. از خداوند متعال آزادى و استقلال و جمهورى اسلامى را براى تمام ملتهاى دربند آرزومندم.
*صحیفه امام ج۱۸ ۹۰ پیام به مسلمانان ایران و جهان به مناسبت ایام حج
و از جمله چیزهایى که مانع دفاع مسلمین از کشورهایشان است، تبلیغات دامنهدار براى هر چه بزرگتر جلوه دادن قدرتهاى خارجى است. در سابق از انگلیس، به دست به اصطلاح روشنفکران و تحصیلکردگان غربزده، یک غول ساخته شده بود و به دولتهاى بىاطلاع و ملتهاى دربند تحمیل کرده بودند که اگر به یک فراش سفارتخانه انگلیس یک حرف درشت زده شود، ایران به باد فنا مىرود! و پرچم سفارت بر سر خانه هر مجرمى که افراشته مىشد از مجازات مصون مىگشت. و اشاره سفیر انگلیس به دولت یا صدر اعظم، کافى بود براى اجراى اوامر و اطاعت بىچون و چراى او. و امروز از این دو قدرت، خصوصاً امریکا، در بلاد مسلمین همان غول را بسیار بزرگتر و شاخدارتر ساختهاند؛ و گمان مىکنند اگر به یکى از این دو قطب گفته شود بالاى چشمت ابروست، کشور از بین مىرود! و با خیالهاى خام و مقایسه عصر حاضر با عصرهاى گذشته و دامنزدن وابستگان غربزده به این نحو شایعهها، مسلمین را از دفاع بحق خود مأیوس نمودند. و جرم این خود باختگان ملى نما کمتر از مجرم اصلى نیست.
*ولایت فقیه(حکومت اسلامى) اصلاح مقدسنماها ..... ص : ۱۴۳
امروز جامعه مسلمین طورى شده که مقدسین ساختگى جلو نفوذ اسلام و مسلمین را مىگیرند، و به اسم اسلام به اسلام صدمه مىزنند. ریشه این جماعت، که در جامعه وجود دارد، در حوزههاى روحانیت است. در حوزههاى نجف و قم و مشهد و دیگر حوزهها افرادى هستند که روحیه مقدسنمایى دارند؛ و از اینجا روحیه و افکار سوء خود را به نام اسلام در جامعه سرایت مىدهند. اینها هستند که اگر یک نفر پیدا شود بگوید بیایید زنده باشید، بیایید نگذارید ما زیر پرچم دیگران زندگى کنیم، نگذارید انگلیس و امریکا این قدر به ما تحمیل کنند، نگذارید اسرائیل این طور مسلمانان را فلج کند، با او مخالفت مىکنند.
این جماعت را ابتدا باید نصیحت و بیدار کرد. به آنها گفت مگر خطر را نمىبینید؟
مگر نمىبینید که اسرائیلیها دارند مىزنند و مىکشند و از بین مىبرند و انگلیس و امریکا هم به آنها کمک مىکنند، و شما نشستهاید تماشا مىکنید. آخر شما باید بیدار شوید؛ به فکر علاج بدبختیهاى مردم باشید. مباحثه به تنهایى فایده ندارد؛ مسأله گفتن به تنهایى دردها را دوا نمىکند. در شرایطى که دارند اسلام را از بین مىبرند، بساط اسلام را به هم مىزنند، خاموش ننشینید
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
چهارشنبه 24 اسفند1390
چرا خاتمی رای داد

این داستان : خاتمی و دوستان زبل!!!
روز جمعه 12 اسفند 1390 در ساعات نزدیک به اتمام زمان انتخابات نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، محمد خاتمی طی حرکتی مشکوک به یکی از شعب اخذ رای مراجعه نمود و رای خود را به صندوق انداخت که این اقدام موجب انعکاس ها و باز خورد های متفاوتی گردید:
روزنامه کیهان از شجاعت خاتمی سخن بمیان آورده و از وی خواست برای بیرون رفتن از حلقه منافقان فتنه گر و بن بست خود ساخته با شجاعت گام های بعدی را بردارد و خود را بدهکار دشمنان نظام و منافقان فتنه گر نداند.
در سوی دیگر گویا نیوز خاتمی را فردی باری به هر جهت دانسته که برای اپوزیسیون معضل بوده و در طول 14 سال گذشته نیز متناقض گو بوده است. این سایت خاتمی را نیروی نظام معرفی نموده است نه نیروی منافقان.
به نظر بنده قضییه چیزی متفاوت از موضع گیری های فوق است، با تحلیل موضوع و تأمل در اقدام خاتمی نتیجه ای خلاف دو دسته تحلیل فوق مشخص می گردد که جهت روشن شدن این تحلیل شما را به مطالعه این مقاله دعوت می نماییم:
محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاح طلب و پیرو سیاست گذاری های هاشمی بوده که در قضایای فتنه 1388 نقش آتش بیاری معرکه را ایفا نموده است. وی به همراه هاشمی از سرانی بودند که چانه زنی از بالا را برعهده گرفته بودند.
میتوان یکی از چانه زنی های خاتمی را موضوع تحریم انتخابات دانست که چندی پیش محمد خاتمی طی سخنرانی بدور از منطق در قبال ورود اصلاح طلبان(بخوانید فتنه گران صهیون پرست) به عرصه انتخابات شروطی را برای نظام قرار داد و بیان نمود در صورت عدم فراهم آمدن این شرایط اصلاح طلبان انتخابات را تحریم خواهند کرد(به درک اسفل السافلین) .
هدف وی از این چانه زنی ها، جانبخشی مجدد به فتنه گران و تحقق اهداف آنان بود که بحمداله با موضع گیری های بجا و بموقع خواص با بصیرت این دسیسه در نطفه خاموش شده و فتنه گران نتوانستند از نظام باج بگیرند.
پس از این اتفاقات محمد خاتمی انتخابات را تحریم کرده و از هم کیشان خواست در انتخابات شرکت نکنند (بازم به درک اسفل السافلین). وی با تحریم انتخابات انتظار داشت اهداف ذیل محقق گردد:
1-تحریم انتخابات توسط سیاستمداران اصلاحاتی و عدم حضور آنان در صحنه رقابت اعتراض به منش سیاسی نظام را در بین عامه رقم زند.
2-عدم حضور مردم درپی عدم ورود اصلاح طلبان در عرصه انتخابات، که این امر مکوجب کاهش مشارکت عمومی و تضعیق مقبولیت عمومی نظام می گردد.
3- باج دادن نظام در پی تحقق موارد فوق.
اما نتیجه چیزی غیر از تصورات و انتظارات محمد خاتمی (معروف به ممد بلوف) بود نتیجه طراحی های آقای خندان به شرح ذیل محقق گردید:
1-حضور گسترده کاندیدهای اصلاح طلب در عرصه انتخابات و تائید صلاحیت اکثر آنان.
2- اعلام برائت اصلاح طلبان شناخته شده و صریح لهجه ای همچون کواکبیان (اظهارات کواکبیان در خصوص تحریم-کلیک کنید)از تحریم کنندگان انتخابات و فتنه گران.
3- بی اعتنایی دوستان نزدیک و یاران غار خاتمی همچون داریوش قنبری و حضور رسمی آنان در عرصه رقابت های انتخاباتی.
نیمه های روز جمعه 12 اسفند 1390 بود و کم کم زمان به سمت اتمام انتخابات سپری میشد و محمد خاتمی با بررسی اتفاقات فوق الذکر و شنیدن گزارشاتی مبنی بر حضور گسترده و با شکوه مردم در انتخابات، تصمیم بر شرکت در انتخابات گرفت و با مراجعه به یکی از شعب اخذ رای و به صندوق انداختن رای خود پروژه ای جدید را کلید زد که نتایج آن به شرح ذیل میباشد:
1-اگر خاتمی در انتخابات شرکت نمی کرد، حضور گسترده سیاسیون اصلاحاتی در عرصه انتخابات بوضوح بیانگر این بود که حتی همفکران آقای بلوف نیز اعتقادی به تفکرات وی ندارند و این موضوع سبب حذف خاتمی و عده ای دیگر که طرفدار تحریم انتخابات بودند و همچنین منزوی شدن آنان میگردید که این موضوع موجبات انشقاق بیش از پیش اپوزیسیون را فراهم می آورد، پس محمد خاتمی به عرصه آمد تا اپوزیسیون بیش از این تلفات ندهد.
2- حضور گسترده مردم در انتخابات اخیر و بی اعتنایی به تحریم فتنه گران تحریم کننده انتخابات سند رسمی بود در مرگ همه جانبه فتنه سبز اموی، پس محمد خاتمی به عرصه آمد تا مانع از اعلام رسمی مرگ فتنه توسط مردم گردد.
3-حضور گسترده مردم در انتخابات علاوه بر مرگ رسمی فتنه و افزایش اقتدار نظام پیامد دیگری در پی داشت که این پیامد عبارتست از موج جدید مطالبات مردمی در خصوص مجازات علنی قتنه گران و تحریم کنندگان انتخابات (که پشت کنندگان به نظام هستند)، پس محمد خاتمی به عرصه آمد تا از مجازات ها و احقاق عدالت درخصوص خود و دوستانش در امان باشد.
4- هدف دیگرخاتمی از حضور در این انتخابات این بود که در آینده ای نچندان دور رسانه های وابسته به وی اعلام کنند که بخشی از حضور گسترده و مشارکت عمومی 12 اسفند 90 بعلت حضور خاتمی بوده است.
5- و اما اصلی ترین هدف خاتمی از این اقدام مشکوک ومبهم این بوده که به نحوی فضا را تلطیف نموده و نشان دهد که وی و عقبه ایشان به نظام پایبند هستند و تمامی اقدامات پیشین و آینده وی در جهت حفظ نظام و اصلاح نواقص آن بوده نه براندازی نظام. بعبارتی حضور خاتمی در انتخابات اخیر پیراهن عثمانی خواهد شد جهت کلید زدن دور جدید چانه زنی ها و باج خواهی ها .

سید ابوذر همتی 22/12/1390
|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|
شنبه 20 اسفند1390
دانلود نشریه ویژه راهیان نور
با سلام
با توجه به ایام نوروز و با توجه به تشدید فعالیات تشکل های انقلابی در باشکوه برگزار کردن اردوهای راهیان نور
این حقیر نشریه خونین جامگان را به همین منظور طراحی نموده و جهت دانلود عزیزانی که مایل به استفاده این نشریه هستند در وبلاگم قرار دادم
دوستان عزیز میتوانند با دریافت فایل مذکور و اعمال تغییرات آنرا در هر تشکل و هر مکان دیگر استفاده کنند-بعبارتی حق دست بردن در جزئیات و اسامی آزاد بوده و میتوان نشریه را با نام خود چاپ نمایید یا علی مدد.
دانلودخونین جامگان

|
دسته بندي :
نويسنده : سید ابوذر همتی
|
|